متون و دلنوشته‌ها متون و دلنوشته‌ها | فریدون مشیری

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Sydney
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 11
  • بازدیدها بازدیدها 36
  • کاربران تگ شده هیچ

Sydney

پرسنل مدیریت
مدیر تالار ادبیات
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
18/12/19
ارسالی‌ها
1,382
پسندها
5,650
امتیازها
24,673
مدال‌ها
13
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #1
ای ستاره‌ای که پیش دیده‌ی منی!
باورت نمی‌شود که: در زمین
هر کجا، به هر که می‌رسی
خنجری میان مشت خود نهفته‌ست
پشت هر شکوفهٔ تبسمی
خار جانگزای حیله‌ای شکفته‌ست!
 
امضا : Sydney
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] ANAM CARA

Sydney

پرسنل مدیریت
مدیر تالار ادبیات
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
18/12/19
ارسالی‌ها
1,382
پسندها
5,650
امتیازها
24,673
مدال‌ها
13
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #2
ای ستاره، ای ستاره‌ی غریب!
ما اگر ز خاطر خدا نرفته‌ایم
پس چرا به داد ما نمی‌رسد؟
ما صدای گریه‌مان به آسمان رسید
از خدا چرا صدا نمی‌رسد؟

 
امضا : Sydney
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] ANAM CARA

Sydney

پرسنل مدیریت
مدیر تالار ادبیات
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
18/12/19
ارسالی‌ها
1,382
پسندها
5,650
امتیازها
24,673
مدال‌ها
13
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #3
من بی‌قرار و تشنهٔ پروازم
تا خود کجا رسم به هم‌آوازم...!

اما... بگو کجاست؟
آن‌جا که، زیر بال تو _ در عالم وجود _
یک دم به کام دل
بالی توان گشود
اشکی توان فشاند
شعری توان سرود
 
امضا : Sydney
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] ANAM CARA

Sydney

پرسنل مدیریت
مدیر تالار ادبیات
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
18/12/19
ارسالی‌ها
1,382
پسندها
5,650
امتیازها
24,673
مدال‌ها
13
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #4
ماهی همیشه تشنه‌ام
ای زلال تابناک!
یک نفس اگر مرا
به حال خود رها کنی
ماهی تو
جان سپرده
روی خاک!
 
امضا : Sydney
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] ANAM CARA

Sydney

پرسنل مدیریت
مدیر تالار ادبیات
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
18/12/19
ارسالی‌ها
1,382
پسندها
5,650
امتیازها
24,673
مدال‌ها
13
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #5
دلم می‌خواست بند از پای جانم باز می‌کردند
که من، تا روی بام ابرها پرواز می‌کردم
از آنجا با کمند کهکشان تا آستان عرش می‌رفتم
در آن درگاه درد خویش را فریاد می‌کردم
که کاخ صدستون کبریا لرزد!
 
امضا : Sydney
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] ANAM CARA

Sydney

پرسنل مدیریت
مدیر تالار ادبیات
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
18/12/19
ارسالی‌ها
1,382
پسندها
5,650
امتیازها
24,673
مدال‌ها
13
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #6
آن شب زمین پیر
این بندی گریخته از سرنوشت خویش
چندین هزار کودک در خواب ناز را
کوبید و خاک کرد!
چندین هزار مادر محنت‌کشیده را
در دم هلاک کرد!
مردان رنگ‌سوخته از رنج کار را
در موج خون کشید
وز گونه‌شان تبسم شوق امید را
با ضربه‌های سنگ و گل و خاک، پاک کرد!
 
امضا : Sydney
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] ANAM CARA

Sydney

پرسنل مدیریت
مدیر تالار ادبیات
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
18/12/19
ارسالی‌ها
1,382
پسندها
5,650
امتیازها
24,673
مدال‌ها
13
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #7
روزگاری‌ست که خوبی خفته‌ست
و بدی بیدار است
و غزل‌های قناری‌ها
خواب جت‌ها را آشفته‌ست!
 
امضا : Sydney
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] ANAM CARA

Sydney

پرسنل مدیریت
مدیر تالار ادبیات
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
18/12/19
ارسالی‌ها
1,382
پسندها
5,650
امتیازها
24,673
مدال‌ها
13
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #8
ای نسیم رهگذر، به ما بگو
این جوانه‌های باغ زندگی
این شکوفه‌های عشق
از سموم وحشی کدام شوره‌زار
رفته‌رفته خار می‌شوند؟
 
امضا : Sydney
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] ANAM CARA

Sydney

پرسنل مدیریت
مدیر تالار ادبیات
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
18/12/19
ارسالی‌ها
1,382
پسندها
5,650
امتیازها
24,673
مدال‌ها
13
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #9
درمانده‌ای به ظلمت اندیشه‌های تلخ
خواب از تو در گریز و تو از خواب در گریز
یاد منت نشسته برابر پریده‌رنگ
با خویشتن به خلوت دل می‌کنی ستیز!
 
امضا : Sydney

Sydney

پرسنل مدیریت
مدیر تالار ادبیات
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
18/12/19
ارسالی‌ها
1,382
پسندها
5,650
امتیازها
24,673
مدال‌ها
13
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #10
همه ذرات هستی محو در رویای بی‌رنگ فراموشی‌ست.
***
زمان در خواب بی‌فرجام
خوش آن خوابی که بیداری نمی‌بیند!
 
امضا : Sydney
عقب
بالا