مجموعه شعر رها شده مجموعه اشعار دوبیتی فریاد | علی انصاری جابری کاربر انجمن یک رمان

وضعیت
موضوع بسته شده است.

Aliansari

کاربر فعال
کاربر فعال
عضویت
1/8/19
ارسال ها
290
امتیاز
11,933
محل سکونت
جنوب بختگان
شاعرانه فریاد / Aliansari


فلک فکری به(حـالم ) میکنی یا ؟...
معـاف از ( رَدِ مـالم) میکنی یا ؟...

ز دنیـایـت زیادی غصه خـوردم !!!
بفرمـا، بـاز (حلالـم ) میکنی یا ؟...



فلک در مردنم تعجیل بگذار

قـراری پیـش عزائیل بگذار


ازیـن آهنـگ تکراری گذشتم

برایـم صـور اسرافیل بگذار


به صورت من نماد رنگ زردم
به دل امیزه ی از رنج و دردم

شدم استـادِ (آخی هایِ) دنیـا
ز بسکه فعل آخی صرف کردم





غروب غـم گرفتـه خاورت را ؟
احاطه کرده غم دور و برت را؟

خداونـدا تو هم از نـاعلاجـی !!!
به هر دیوار میکوبی سرت را ؟



نمیدانم مرا آخر چه باید
شب ِ آبِستَـنِ بختـم نزاید
انصاری جامه کوری به تن کن
که اینبار یوسف گمگشته ناید




قدت نازم چو سرو توی باغ

چشات نازم مثال چهل چراغ

نگاه خیره دلدار جونیم

دلی از سنگ باشه میتراشه


علف بودم به عشقت نار گشتم

شکر بودم چو زهر مار گشتم

گلی بودم میون جمع گل ها

میون دوست و دشمن خار گشتم



اگر من پیرنی بودم چه میشد؟

همیشه در تنت بودم چه میشد؟

همون گردنبند خوش رنگ طلایی

به دور گردنت می‌بود چه میشد؟
 

Aliansari

کاربر فعال
کاربر فعال
عضویت
1/8/19
ارسال ها
290
امتیاز
11,933
محل سکونت
جنوب بختگان
فدای ناله و افغان و ... آهت

شوم اشک و بیفتم از نگاهت


زلیخایی کن و مصر دلم باش!

که تا یوسف بماند قعر چاهت

"
@Aliansari
 
  • Like
واکنشها Aran

Aliansari

کاربر فعال
کاربر فعال
عضویت
1/8/19
ارسال ها
290
امتیاز
11,933
محل سکونت
جنوب بختگان
گذشت از حافظ و تقدیر،باقیست

غزل آهوی بی نخجیر ، باقیست


برای من!، که زخمی بهار م ...

همان عهد کمان و تیر ، باقیست

"
@Aliansari
 
وضعیت
موضوع بسته شده است.
بالا