صوابغمزه
غمزه شوخ تو خونم به خطا میریزد
فرصتش باد که خوش فکر صوابی دارد
افغانافسون
آن باد هوا را بین ز افسون ل**ب شیرین
با نای در افغان شد تا باد چنین بادا
سخنجان
در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود
ماهگفتم
گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید
گفتم که ماه من شو گفتا اگر براید
چشمماه
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید