"تاپیک جامع گزیده اشعار شاعران"

MOHAMMAD*N

رفیق جدید انجمن
سطح
11
 
تاریخ ثبت‌نام
28/3/20
ارسالی‌ها
75
پسندها
5,897
امتیازها
20,578
مدال‌ها
9
سن
24
  • #211
باران نبودم تا هم آوای تو باشم
کوچکتر از آنم که رویای تو باشم

راحت بگویم آی غوغای منی تو
غوغاتر از آنی که غوغای تو باشم

یوسف شدن کار من بی دست و پا نیست
قسمت نشد حتی یهودای تو باشم

من‌ اشک بی پایان شبهای تو هستم
سهمم نشد یک روزه زیبای تو باشم

در راه بودم دیدی و بی راهه رفتی
حتی نشد محو تماشای تو باشم

من از خودم دورم نمیدانم چه هستم
انگار باید ساعتی جای تو باشم

زلف تو چون دریاست،امید من اینست
آن ساحل آرام دریای تو باشم

آنقدر زیبایی که این فکر محالیست
روزی بیاید اینکه همتای تو باشم

من مرده بودم تا تو را دیدم، دوباره
من زنده ام‌ تا اینکه شیدای تو باشم

دیوانه کردی رفتی و دیوانه ماندم
اما چه شیرین است رسوای تو باشم
 
امضا : MOHAMMAD*N

قمر

پرسنل مدیریت
مدیر تالار شعرکده
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
17/9/19
ارسالی‌ها
8,476
پسندها
59,903
امتیازها
96,873
مدال‌ها
57
  • مدیر
  • #212
نه دوری دلیل صبوری بود
که بسیار دوری ضروری بود


#سعدی
پ.ن: باز هم در خانه بمانیم
 
امضا : قمر

قمر

پرسنل مدیریت
مدیر تالار شعرکده
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
17/9/19
ارسالی‌ها
8,476
پسندها
59,903
امتیازها
96,873
مدال‌ها
57
  • مدیر
  • #213
هر آن صبحی که چشمم را به رویت
باز میکردم
‏اگر پر داشتم با دیدنت پرواز
میکردم ...


‏#سیدتقی_سیدی
 
امضا : قمر

قمر

پرسنل مدیریت
مدیر تالار شعرکده
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
17/9/19
ارسالی‌ها
8,476
پسندها
59,903
امتیازها
96,873
مدال‌ها
57
  • مدیر
  • #214
اینکه می خندم ولی چشمان من شبها تر است
خون دل را میخورم او عشق مردی دیگر است


از همان روزی که رفتی پشت تو در وا نشد
رد انگشتان و بوی عطرتو روی در است


هرکسی از عشق تو دیوانه میخواند مرا
در میان عاقلان دیوانه باشم بهتر است


خسته ام از این جنون از این همه دیوانگی
قلب من میسوزد و فکرش هنوزم در سر است


عشق،لبخندی که در عمق وجودش اشک هاست
ظاهرا مومن ولی در باطنش یک کافر است


#محسن_صفری
 
امضا : قمر

قمر

پرسنل مدیریت
مدیر تالار شعرکده
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
17/9/19
ارسالی‌ها
8,476
پسندها
59,903
امتیازها
96,873
مدال‌ها
57
  • مدیر
  • #215
400018700757_66450.jpgبه طواف کعبه رفتم به حرم رَهَم ندادندکه برون در چه کردی؟ که درون خانه آیی؟


#عراقی
 
امضا : قمر

قمر

پرسنل مدیریت
مدیر تالار شعرکده
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
17/9/19
ارسالی‌ها
8,476
پسندها
59,903
امتیازها
96,873
مدال‌ها
57
  • مدیر
  • #216
از در درآمدی و من از خود به در شدم
گفتی کز این جهان به جهان دگر شدم

گوشم به راه تا که خبر می‌دهد ز دوست
صاحب خبر بیامد و من بی‌خبر شدم

چون شبنم اوفتاده بدم پیش آفتاب
مهرم به جان رسید و به عیوق بر شدم

گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق
ساکن شود بدیدم و مشتاق‌تر شدم

دستم نداد قوت رفتن به پیش یار
چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم

تا رفتنش ببینم و گفتنش بشنوم
از پای تا به سر همه سمع و بصر شدم

من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت
کاول نظر به دیدن او دیده ور شدم

بیزارم از وفای تو یک روز و یک زمان
مجموع اگر نشستم و خرسند اگر شدم

او را خود التفات نبودش به صید من
من خویشتن اسیر کمند نظر شدم

گویند روی سرخ تو سعدی چه زرد کرد
اکسیر عشق بر مسم افتاد و زر شدم

#سعدی
 
امضا : قمر

قمر

پرسنل مدیریت
مدیر تالار شعرکده
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
17/9/19
ارسالی‌ها
8,476
پسندها
59,903
امتیازها
96,873
مدال‌ها
57
  • مدیر
  • #217
من چرا دل به تو دادم که دلم می‌شکنی
یا چه کردم که نگه باز به من می‌نکنی

دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست
تا ندانند حریفان که تو منظور منی

دیگران چون بروند از نظر از دل بروند
تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی

تو همایی و من خسته بیچاره گدای
پادشاهی کنم ار سایه به من برفکنی

بنده وارت به سلام آیم و خدمت بکنم
ور جوابم ندهی می‌رسدت کبر و منی

مرد راضیست که در پای تو افتد چون گوی
تا بدان ساعد سیمینش به چوگان بزنی

م**س.ت بی خویشتن از خمر ظلوم است و جهول
مستی از عشق نکو باشد و بی خویشتنی

تو بدین نعت و صفت گر بخرامی در باغ
باغبان بیند و گوید که تو سرو چمنی

من بر از شاخ امیدت نتوانم خوردن
غالب الظن و یقینم که تو بیخم بکنی

خوان درویش به شیرینی و چربی بخورند
سعدیا چرب زبانی کن و شیرین...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : قمر

قمر

پرسنل مدیریت
مدیر تالار شعرکده
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
17/9/19
ارسالی‌ها
8,476
پسندها
59,903
امتیازها
96,873
مدال‌ها
57
  • مدیر
  • #218
پُرم از راه، از پُل،
از رود، از موج
پرم از سایهٔ برگی در آب
چه درونم تنهاست...



#سهراب_سپهری



 
امضا : قمر

قمر

پرسنل مدیریت
مدیر تالار شعرکده
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
17/9/19
ارسالی‌ها
8,476
پسندها
59,903
امتیازها
96,873
مدال‌ها
57
  • مدیر
  • #219
و دست‌هایش
هوای صاف سخاوت را
ورق زد و مهربانی را
به سمت ما کوچاند...

#سهراب_سپهری



 
امضا : قمر

قمر

پرسنل مدیریت
مدیر تالار شعرکده
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
17/9/19
ارسالی‌ها
8,476
پسندها
59,903
امتیازها
96,873
مدال‌ها
57
  • مدیر
  • #220
من اندر خود نمی‌یابم که روی از دوست برتابم
بدار ای دوست دست از من که طاقت رفت و پایابم

تنم فرسود و عقلم رفت و عشقم همچنان باقی
وگر جانم دریغ آید نه مشتاقم که کذابم

بیار ای لعبت ساقی نگویم چند پیمانه
که گر جیحون بپیمایی نخواهی یافت سیرابم

مرا روی تو محراب است در شهر مسلمانان
وگر جنگ مغول باشد نگردانی ز محرابم

مرا از دنیی و عقبی همینم بود و دیگر نه
که پیش از رفتن از دنیا دمی با دوست دریابم

سر از بیچارگی گفتم نهم شوریده در عالم
دگر ره پای می‌بندد وفای عهد اصحابم

نگفتی بی‌وفا یارا که دلداری کنی ما را
الا ار دست می‌گیری بیا کز سر گذشت آبم

زمستان است و بی برگی بیا ای باد نوروزم
بیابان است و تاریکی بیا ای قرص مهتابم

حیات سعدی آن باشد که بر خاک درت میرد
دری دیگر نمی‌دانم مکن محروم از این...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : قمر
عقب
بالا