مهم ~ پیدا کردن رمان‌های بی‌نام ~

Mahdiyeh**

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
27/3/26
ارسالی‌ها
6
پسندها
6
امتیازها
3
  • #2,661
سلام دنبال یه رمان میگردم اسماشو یادم نیست دختره با پدر بزرگ و مادر بزرگش زندگی میکنه با پدر مادرش مشکل داره خواهرش ازدواج میکنه بعد با خانواده خواهرش خانوادگی قرار میزارن برن مسافرت وقتی میرن خانواده یکیشون ک پسر داشت قرار بود بیاد ایران اینا ب شوخی به دختره میگن پسره خطرناکه هوس بازه میترسونن اونجا همشون قرار میزارن برن شمال ک دختره مریض میشه نمیره بعد میفهمه برای پسره هم کار پیش آمده نرفته خلاصه اینا عاشق هم میشن ازدواج میکنن دختره ک با خانوادش مشکل داشت یه روز میفهمه مامانش مامان واقعی نیست پدرش قبلا به مادر دختره ت...کرده و همه ی پولاشو گرفته دختره هم شکایت میکنه همه چیزشونو ازشون میگیره
 

Mahdiyeh**

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
27/3/26
ارسالی‌ها
6
پسندها
6
امتیازها
3
  • #2,662
سلام ببخشید من دنبال یه رمان هستم اسم شخصیت اصلی بهار بود اون بامادر مریضش زندگی میکرد به خاطر جور کردن دارو های مامانش مجبور میشه با پسر رئیسش ازدواج کنه اونا بعد از نامزدی میرن شمال اونجا میفهمه پسره قاچاقچی هستش پلیسی که دنبال پسره بوده بهار رو میبینه که داره تو دریا غرق میشه و میره کمکش
آبی برنگ احساس من
 

livara

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
29/3/26
ارسالی‌ها
2
پسندها
3
امتیازها
0
  • #2,663
سلام منم دنبال یه رمان میگردم ولی اسمشو یادم نی

خب من این کتابو حدود سال ۹۴ ۹۵ خوندمداستان ترسناک بودجلدش سیاه بود داستان درباره به پسری به اسم هادی هست که در فصل زمستان هستتو زیر زمین خونشون یه جن زندگی می کنه و بعد میاد پشت پنجره هادی و شبی پرنده میشه و وارد اتاقش میشه و کم کم عاشق هادی میشهفکنم ایرانی نمی‌دونم
هادی هم بزرگه
و بعضی وقتا از ترس می‌ره پی شخانوادش
فکنم اون جن هم تو زیر زمین خونه داشته و خانواده لطفا کمک کنید
 

narges30468

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
1/4/26
ارسالی‌ها
1
پسندها
5
امتیازها
0
  • #2,664
سلام
یک رمانی سال ها قبل خوندم الان نمیتونم پیداش کنم . فکر کنم اسم دختر بهار بود قرار بود با پسر عمه اش که توی یک خونه زندگی می‌کردن ازدواج کنه اما پسر به دختر میگه که جواب منفی بده و پدر دختر هم اونو کتک می‌زند و میفرستدش خونه پدربزرگش که یک خونه باغ هست . دختر نامادری و یک برادر هم داره و مادر خودش خارج از کشور ازدواج کرده وقتی برای دیدن دخترش میاد ایران مشکل قلبی داشته و میمیره . آخرش دختره با پسر داییش ازدواج میکنه
 

sara gh

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
5/4/26
ارسالی‌ها
1
پسندها
3
امتیازها
0
  • #2,665
یک رمان که نویسنده اس اسمش زینب بود
یه دختر که دوس داره پسر باشه و هویت جعلی میگیره به اسم متین که پسر عمه ش بوپه که فوت شده میره داخل مدرسه پسرونه با یه اکیپ که اسم یکیشون مهران بوده در میوفته اذیتش میکنن بعد میشن رفیقش
پدر دختره فوت کرده مادرشم ولش میکنه میره خارج اسمش نوشین بوده و پیش عمش زندگی می‌کرده
کسی اسمشو می‌دونه
 

miss_marynovel

ناظر رمان
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
22/7/21
ارسالی‌ها
684
پسندها
6,839
امتیازها
21,973
مدال‌ها
16
  • #2,666
سلام عزیزان یه رمان میخوندم مال چندسال پیش اسم رمان رو یادم نیست .
شخصیت اصلی داستان دختره روژان و پسره ماکان بود.
دختره یه خواهر ناتنی بزرگتر داشت که بعداینکه خانوادش فوت خواستن وصیت باز کنن میفهمه که ناتنی و پدر مادر اصلیش توی روستان.
بعد تصمیم مبگیره اونارو ببینه و بعدش میره روستا از قضا پسرعموی ارباب روستا که همون ماکان هست ازش خوشش میاد و اونم ماکان به پدر رز حکم میکنه که دختر رو بتید به پسر عموم بدی و بعد اینکه رزان میفهمه باعجله میاد رویتا و عروسی رو بهم میزنه و لعد از اونجا با ماکان باهم دعوا بحث داشتن .
بعدا ماکان عاشقش میشه اما دختره حسی نداره
باهم بزن بزن زیاد داشتن چندبار شلاق میخوزه..... یه برادردم ماهان داشته اسمش ماهان بوده.
 

asichmm

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
5/4/26
ارسالی‌ها
1
پسندها
1
امتیازها
0
  • #2,667
بچه ها من دنبال رمان تکپر
که شخصیت هاش آرمان و ساحل هستن میگردم
از کجا پیداش کنم؟
 

zizi_8

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
6/4/26
ارسالی‌ها
3
پسندها
7
امتیازها
0
  • #2,668
رمان عشق در همسایگی بود کیان بود اسم پسره فک کنم
سلام رمان درباره دختری بود که خانوادشو فکر کنم تو زلزله از دست داده بود بعدش تو تهران معلم زبان بود همسایه روبه روییش هم پسر بود که صاحب اون مجتمع بود یه چیزی دیگه که یادمه این بود که دختر بعدا با دوست این پسره ازدواج هم کرد
 

zizi_8

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
6/4/26
ارسالی‌ها
3
پسندها
7
امتیازها
0
  • #2,669
دانشجوی شیطون من
سلام دوستان دنبال یک رمانی هستم که دختره خارج از کشور درس میخوند بعد پدرش ورشکست میشه دختره نمیاد ایران میمونه اونجا کار کنه بعد یه استادی داره که هی اذیتش می‌کنه
 

zizi_8

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
6/4/26
ارسالی‌ها
3
پسندها
7
امتیازها
0
  • #2,670
بچه ها یه رمان بود که دختره فک کنم اسمش ساتیا بود با خواهر زندگی میکرد خواهرش تپل بود ساتیا خورده دزدی میکرد یکبار با پسر همسایشون میرن دزدی بعد متوجه میشه پلیسه و مجبور میشه باش همکاری کنه لطفاااا بگید اسمشو
 
عقب
بالا