فکر کنم اسم رمان «آبرویم را پس بده» نوشته «مریم ثروت (moon shine)» باشه.کسی نمیدونه اسمش رو؟؟
مرررررسییییفکر کنم اسم رمان «آبرویم را پس بده» نوشته «مریم ثروت (moon shine)» باشه.
یک اس ام اسسلام دوستان
من دنبال یه رمانی میگردم که اسم شخصیتاش یادم نیس
موضوعش اینجوری بود که دختره یه پیام ناشناس دریافت میکنه ازیه نفرکه سرطان داره و داره خودکشی میکنه پسره رو راضی میکنه که خودکشی نکنه و باهم دوست میشن بعدامتوجه میشه اون پسره استاددانشگاهشونه یه بارکه رفتن اردو وسط بازی پسره از هوش میره ومیمیره بعدا که دختره میره سرکار رئیس شرکتشون صداش عینه همون پسرس که مرده و همین تشابه باعث آشناییشون میشه
رمان ابرویم را پس بده رو چک کنیدکسی نمیدونه اسمش رو؟؟
[QUOTE="sarajooonnnnn, post: 1710000, member...سلام وقتتون بخیر
بچه ها من دنبال یه رمان می گردم که دختر رفت تو شرکت پسری به اسم نیما برای انجام پروژه کار کنه دختره کارش خیلی خوب بود اما عصبی بود با همه دعوا می کرد تا اینکه یکی از همکار هاش دستش می اندازه و این خیلی عصبانی میشه و حمله بهش دست میده نیما یه نامزد داره که می فهن سرطان داره و نامزدش می گه منو ول کن و زندگی کن اما دختره با دوست نیما نمی زاره و خاصه نیما و نامزدش بهم می رسن و دختره هم بخاطر دعوا خای زیادش می ره شرکت دوست نیما که به شدت بهش مشکوکه و فکر می کنه می خواد سر نیما کلاه بزاره کم کم بهم اعتماد می کنن پسره می فهمه نامزد قبلی دختر با چندتا از دوستاش اذیتش کردن
سلام داستان یه دختری که بعد از دعوا با دوست پسرش با سرعت خیلی زیاد تو خیابون تصادف میکنه وقتی به هوش میاد فراموشی میگیره و یه خانواده دیگه اونو به جای دختر مردهی خودشون میبرن خونه تا مادر خانواده که خیلی به اون دختر مرده وابسته بوده وقتی از سفر برمیگرده حالش بدتر نشه، مادر خانواده هنوز نتونسته قبول کنه دخترش مرده، یه تغییراتی توی اون دختر میدن مثلا موهاش رو رنگ میکنن و اینا که شکل دختر اصلی خانواده بشه، تا اینکه بعد از چند وقت تو یه سفر دختری که تصادف کرده بود همه چیز یادش میاد و میگرده دنبال خانوادهش و میره پیششون، پسر خانواده اول هم میره خواستگاری اون دختره و تو خواستگاری هم برقا قطع میشه...
داستان اینطوری با قطع شدن برق اگه اشتباه نکنم...
شقایقسلام من دنبال یه رمانم که دختره با پسری که دوسش داره نامزد میکنه اسم پسره ایلیا بود پسره مرتکب یه قتل میشه واسه همین دختره هم برای رضایت گرفتن با برادر فرد کشته شده ازدواج میکنه و باهاش میره مشهد
کسی اسم این رمانو میدونه؟
سلام
من دنبال اسم یه رمانی هستم که دختره با زن عموش که معتاده فکر کنم، زندگی می کنه و می ره تو رستوران یه مردی کار می کنه که بچه داره و بعد می ره خونشون برای پرستاری از بچه های مرده آخرش هم با همون مرده ازدواج می کنه
یه تیکش یادمه دختره داشت یه چیزی خورد می کرد و یه شال سبز هم به دستش بسته بود که مرده می بینه و چندشش میشه و میگه کثیفه
یه تیکه دیگه اشم دختره داشت زیر پنچره اتاق مرده قربون صدقه زن عموش می رفت مرده هم داشت می شنید فکر کرد داره با نامزدش حرف می زنه
اگه اسمشو می دونید لطفا بگ