مهم ~ پیدا کردن رمان‌های بی‌نام ~

mahosh

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
16/3/26
ارسالی‌ها
1
پسندها
2
امتیازها
0
  • #2,641
سلام یه رمان بود که اسم دختره عاطفه بود بهش میگن عاطی بعد می‌ره پرستار میشه که مرده اسمش کوروش بود و سه تا پسر داشت
 

خاکستر

نو ورود
سطح
4
 
تاریخ ثبت‌نام
2/3/21
ارسالی‌ها
38
پسندها
171
امتیازها
503
مدال‌ها
3
  • #2,642

maryam ma

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
14/3/26
ارسالی‌ها
3
پسندها
4
امتیازها
0
  • #2,643

bfaezeh76

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
18/3/26
ارسالی‌ها
10
پسندها
21
امتیازها
33
  • #2,644
سلام دوستان
من دنبال یه رمانی میگردم که اسم شخصیتاش یادم نیس
موضوعش اینجوری بود که دختره یه پیام ناشناس دریافت میکنه ازیه نفرکه سرطان داره و داره خودکشی میکنه پسره رو راضی میکنه که خودکشی نکنه و باهم دوست میشن بعدامتوجه میشه اون پسره استاددانشگاهشونه یه بارکه رفتن اردو وسط بازی پسره از هوش میره ومیمیره بعدا که دختره میره سرکار رئیس شرکتشون صداش عینه همون پسرس که مرده و همین تشابه باعث آشناییشون میشه
یک اس ام اس
 

Eccedentesiast

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,526
پسندها
49,159
امتیازها
96,873
مدال‌ها
60
  • مدیرکل
  • #2,645
امضا : Eccedentesiast

sarajooonnnnn

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
6/6/24
ارسالی‌ها
6
پسندها
4
امتیازها
3
  • #2,646
سلام وقتتون بخیر
بچه ها من دنبال یه رمان می گردم که دختر رفت تو شرکت پسری به اسم نیما برای انجام پروژه کار کنه دختره کارش خیلی خوب بود اما عصبی بود با همه دعوا می کرد تا اینکه یکی از همکار هاش دستش می اندازه و این خیلی عصبانی میشه و حمله بهش دست میده نیما یه نامزد داره که می فهن سرطان داره و نامزدش می گه منو ول کن و زندگی کن اما دختره با دوست نیما نمی زاره و خاصه نیما و نامزدش بهم می رسن و دختره هم بخاطر دعوا خای زیادش می ره شرکت دوست نیما که به شدت بهش مشکوکه و فکر می کنه می خواد سر نیما کلاه بزاره کم کم بهم اعتماد می کنن پسره می فهمه نامزد قبلی دختر با چندتا از دوستاش اذیتش کردن
[QUOTE="sarajooonnnnn, post: 1710000, member...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

avin.y

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
18/3/26
ارسالی‌ها
1
پسندها
0
امتیازها
0
  • #2,647
سلام
یک دختری بود که طراح لباس بود میره داخل یک شرکت شروع به کار می کنه و میشه کم کم دست راست مدیر بعد یسری عکس راجبشون بخش میشه مجبور میشن باهم ازدواج کنن بعد کمکم علاقه من میشن بهم و دیت اخرم دختررو می دزدن
 
  • Wow
واکنش‌ها[ی پسندها] Z.A.D.I

f.rh

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
10/3/26
ارسالی‌ها
2
پسندها
0
امتیازها
0
  • #2,648
سلام داستان یه دختری که بعد از دعوا با دوست پسرش با سرعت خیلی زیاد تو خیابون تصادف میکنه وقتی به هوش میاد فراموشی میگیره و یه خانواده دیگه اونو به جای دختر مرده‌ی خودشون میبرن خونه تا مادر خانواده که خیلی به اون دختر مرده وابسته بوده وقتی از سفر برمیگرده حالش بدتر نشه، مادر خانواده هنوز نتونسته قبول کنه دخترش مرده، یه تغییراتی توی اون دختر میدن مثلا موهاش رو رنگ میکنن و اینا که شکل دختر اصلی خانواده بشه، تا اینکه بعد از چند وقت تو یه سفر دختری که تصادف کرده بود همه چیز یادش میاد و میگرده دنبال خانواده‌ش و میره پیششون، پسر خانواده اول هم میره خواستگاری اون دختره و تو خواستگاری هم برقا قطع میشه...

داستان اینطوری با قطع شدن برق اگه اشتباه نکنم...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

bfaezeh76

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
18/3/26
ارسالی‌ها
10
پسندها
21
امتیازها
33
  • #2,649
سلام من دنبال یه رمانم که دختره با پسری که دوسش داره نامزد میکنه اسم پسره ایلیا بود پسره مرتکب یه قتل میشه واسه همین دختره هم برای رضایت گرفتن با برادر فرد کشته شده ازدواج میکنه و باهاش میره مشهد
کسی اسم این رمانو میدونه؟
شقایق
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] Z.A.D.I

bfaezeh76

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
18/3/26
ارسالی‌ها
10
پسندها
21
امتیازها
33
  • #2,650
زندگی خصوصی
سلام
من دنبال اسم یه رمانی هستم که دختره با زن عموش که معتاده فکر کنم، زندگی می کنه و می ره تو رستوران یه مردی کار می کنه که بچه داره و بعد می ره خونشون برای پرستاری از بچه های مرده آخرش هم با همون مرده ازدواج می کنه
یه تیکش یادمه دختره داشت یه چیزی خورد می کرد و یه شال سبز هم به دستش بسته بود که مرده می بینه و چندشش میشه و میگه کثیفه
یه تیکه دیگه اشم دختره داشت زیر پنچره اتاق مرده قربون صدقه زن عموش می رفت مرده هم داشت می شنید فکر کرد داره با نامزدش حرف می زنه
اگه اسمشو می دونید لطفا بگ
 
عقب
بالا