¦[☆ Atrin ☆]¦› نویسنده افتخاری سطح 24 تاریخ ثبتنام 15/11/18 ارسالیها 11,704 پسندها 10,728 امتیازها 67,173 مدالها 23 5/6/19 #701 گر با دگران به از مني، واي به من ور با همه کس همچو مني، واي همه #ابوسعيد_ابوالخير امضا : ¦[☆ Atrin ☆]¦›
¦[☆ Atrin ☆]¦› نویسنده افتخاری سطح 24 تاریخ ثبتنام 15/11/18 ارسالیها 11,704 پسندها 10,728 امتیازها 67,173 مدالها 23 5/6/19 #702 در عشق توام نصیحت و پند چه سود زهراب چشیده ام مرا قند چه سود گویند مرا که بند بر پاش نهید دیوانه دلست پای در بند چه سود #مولوی امضا : ¦[☆ Atrin ☆]¦›
در عشق توام نصیحت و پند چه سود زهراب چشیده ام مرا قند چه سود گویند مرا که بند بر پاش نهید دیوانه دلست پای در بند چه سود #مولوی
¦[☆ Atrin ☆]¦› نویسنده افتخاری سطح 24 تاریخ ثبتنام 15/11/18 ارسالیها 11,704 پسندها 10,728 امتیازها 67,173 مدالها 23 5/6/19 #703 آن کسی را که تو میجویی کی خیال تو بهسر دارد بس کن این ناله و زاری را بس کن او یار دگر دارد... #فروغ_فرخزاد امضا : ¦[☆ Atrin ☆]¦›
آن کسی را که تو میجویی کی خیال تو بهسر دارد بس کن این ناله و زاری را بس کن او یار دگر دارد... #فروغ_فرخزاد
¦[☆ Atrin ☆]¦› نویسنده افتخاری سطح 24 تاریخ ثبتنام 15/11/18 ارسالیها 11,704 پسندها 10,728 امتیازها 67,173 مدالها 23 5/6/19 #704 ❣ای وفاسیز سنی من تا اوزومه یار اله دیم ❣گول کیمی عمرومی سالدیم آیاغا خار اله دیم ❣عهد و پیمان بیزیم ذوق و صفا اوزگه لرین ❣اینانوب آندینا اول سنی دیندار اله دیم #شهریار امضا : ¦[☆ Atrin ☆]¦›
❣ای وفاسیز سنی من تا اوزومه یار اله دیم ❣گول کیمی عمرومی سالدیم آیاغا خار اله دیم ❣عهد و پیمان بیزیم ذوق و صفا اوزگه لرین ❣اینانوب آندینا اول سنی دیندار اله دیم #شهریار
¦[☆ Atrin ☆]¦› نویسنده افتخاری سطح 24 تاریخ ثبتنام 15/11/18 ارسالیها 11,704 پسندها 10,728 امتیازها 67,173 مدالها 23 5/6/19 #705 عمري دگر بباید بعد از وفات ما را، کاین عمر طي نمودیم اندر امیدواري... #سعدي امضا : ¦[☆ Atrin ☆]¦›
¦[☆ Atrin ☆]¦› نویسنده افتخاری سطح 24 تاریخ ثبتنام 15/11/18 ارسالیها 11,704 پسندها 10,728 امتیازها 67,173 مدالها 23 5/6/19 #706 درمان ز كسي دگر نجويم زيرا ز فراق توست دردم... #مولانا امضا : ¦[☆ Atrin ☆]¦›
¦[☆ Atrin ☆]¦› نویسنده افتخاری سطح 24 تاریخ ثبتنام 15/11/18 ارسالیها 11,704 پسندها 10,728 امتیازها 67,173 مدالها 23 5/6/19 #707 سرم بر سينه ي يار است از عالم چه مي خواهم ؟ به چنگم زلف دلدار است از عالم چه مي خواهم ؟ #عماد_خراسانی امضا : ¦[☆ Atrin ☆]¦›
سرم بر سينه ي يار است از عالم چه مي خواهم ؟ به چنگم زلف دلدار است از عالم چه مي خواهم ؟ #عماد_خراسانی
¦[☆ Atrin ☆]¦› نویسنده افتخاری سطح 24 تاریخ ثبتنام 15/11/18 ارسالیها 11,704 پسندها 10,728 امتیازها 67,173 مدالها 23 5/6/19 #708 شب چو در بستم و م**س.ت از می نابش کردم ماه اگر حلقه به در کوفت جوابش کردم دیدی آن ترک ختا دشمن جان بود مرا گر چه عمری به خطا دوست خطابش کردم منزل مردم بیگانه چو شد خانهی چشم آن قدر گریه نمودم که خرابش کردم شرح داغ دل پروانه چو گفتم با شمع آتشی در دلش افکندم و آبش کردم غرق خون بود و نمیمرد ز حسرت فرهاد خواندم افسانهی شیرین و به خوابش کردم دل که خونابهی غم بود و جگرگوشهی درد بر سر آتش جور تو کبابش کردم زندگی کردن من مردن تدریجی بود آن چه جان کند تنم، عمر حسابش کردم #فرخی_یزدی ♥️ لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید. امضا : ¦[☆ Atrin ☆]¦›
شب چو در بستم و م**س.ت از می نابش کردم ماه اگر حلقه به در کوفت جوابش کردم دیدی آن ترک ختا دشمن جان بود مرا گر چه عمری به خطا دوست خطابش کردم منزل مردم بیگانه چو شد خانهی چشم آن قدر گریه نمودم که خرابش کردم شرح داغ دل پروانه چو گفتم با شمع آتشی در دلش افکندم و آبش کردم غرق خون بود و نمیمرد ز حسرت فرهاد خواندم افسانهی شیرین و به خوابش کردم دل که خونابهی غم بود و جگرگوشهی درد بر سر آتش جور تو کبابش کردم زندگی کردن من مردن تدریجی بود آن چه جان کند تنم، عمر حسابش کردم #فرخی_یزدی ♥️ لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
¦[☆ Atrin ☆]¦› نویسنده افتخاری سطح 24 تاریخ ثبتنام 15/11/18 ارسالیها 11,704 پسندها 10,728 امتیازها 67,173 مدالها 23 5/6/19 #709 دود آهم شده اشک غمم ای چشم وچراغ شمع عشقی که به امّید تو روشن کردم #شهریار امضا : ¦[☆ Atrin ☆]¦›
¦[☆ Atrin ☆]¦› نویسنده افتخاری سطح 24 تاریخ ثبتنام 15/11/18 ارسالیها 11,704 پسندها 10,728 امتیازها 67,173 مدالها 23 5/6/19 #710 آن مسافر كه سحر گريه در آغوشم كرد آتشم زد به دو تا بوسه و خاموشم كرد خواستم دست به مويش ببرم خواب شود عطر گيسوش چنان بود كه بی هوشم كرد معصيت نيست نمازی كه قضا كرد از من معصيت زمزمه هايی ست كه در گوشم كرد نيمه شبها پس از اين سجده كنان ياد من است آن سحرخيز كه آن صبح فراموشم كرد چه كلاهی به سرم رفت، كبوتر بودم يك نفر آمد و با شعبده خرگوشم كرد در عزاداری او رسمِ چهل روز کم است ياد چشمش همهی عمر، سيه پوشم كرد #کاظم_بهمنی امضا : ¦[☆ Atrin ☆]¦›
آن مسافر كه سحر گريه در آغوشم كرد آتشم زد به دو تا بوسه و خاموشم كرد خواستم دست به مويش ببرم خواب شود عطر گيسوش چنان بود كه بی هوشم كرد معصيت نيست نمازی كه قضا كرد از من معصيت زمزمه هايی ست كه در گوشم كرد نيمه شبها پس از اين سجده كنان ياد من است آن سحرخيز كه آن صبح فراموشم كرد چه كلاهی به سرم رفت، كبوتر بودم يك نفر آمد و با شعبده خرگوشم كرد در عزاداری او رسمِ چهل روز کم است ياد چشمش همهی عمر، سيه پوشم كرد #کاظم_بهمنی