- تاریخ ثبتنام
- 9/11/20
- ارسالیها
- 1,086
- پسندها
- 14,086
- امتیازها
- 33,573
- مدالها
- 17
- سن
- 22
معلم شیمی با تفنگ اومد تو کلاس دوستم شلوارش خیس کردرفیقم با یه مارمولک تو دستش اومد خونمون :/
معلم شیمی / تفنگ / شلوار
معلم شیمی با تفنگ اومد تو کلاس دوستم شلوارش خیس کردرفیقم با یه مارمولک تو دستش اومد خونمون :/
معلم شیمی / تفنگ / شلوار
توام سه تا کلمه میگفتی من ادامه میدادم دیگه نامردمعلم شیمی با تفنگ اومد تو کلاس دوستم شلوارش خیس کرد
پنکه_میمون_کتابتوام سه تا کلمه میگفتی من ادامه میدادم دیگه نامرد
یه روزی و یه جایی تصمیم گرفتممیمون بازیگوش موقع کتاب خوند من زد پنکه رو انداخت
زندگی ، تلخ ، گوشواره
توی خیابون با کتونی راه میرفتم، که هوس املت کردم.یه روزی و یه جایی تصمیم گرفتم
گوشواره هایی که یادآور خاطره ی تلخ زندگیم بودن رو دوباره به گوش بندازم
خیابون_املت_کتونی
وطنمون با خون پرندههای آزادیخواه پوشیده شده:)توی خیابون با کتونی راه میرفتم، که هوس املت کردم.
پرنده / وطن / خون
روی فرش زرد قناری اتاق کوچک رزیتا، دراز کشیدم و گردنم که ورم کرده بود رو مالیدموطنمون با خون پرندههای آزادیخواه پوشیده شده:)
گردن_زرد_فرش
شلوار روی بالشت کنار گلدون رو برداشتم و تا کردمزیر حلال ماه با مداد طراحیم سگ کشیدم
شلوار_بالش_گلدون