مهم ~ پیدا کردن رمان‌های بی‌نام ~

یاسمنان

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
10/3/26
ارسالی‌ها
6
پسندها
4
امتیازها
3
  • #2,631
سلام دوستان
من دنبال یه رمانی میگردم که اسم شخصیتاش یادم نیس
موضوعش اینجوری بود که دختره یه پیام ناشناس دریافت میکنه ازیه نفرکه سرطان داره و داره خودکشی میکنه پسره رو راضی میکنه که خودکشی نکنه و باهم دوست میشن بعدامتوجه میشه اون پسره استاددانشگاهشونه یه بارکه رفتن اردو وسط بازی پسره از هوش میره ومیمیره بعدا که دختره میره سرکار رئیس شرکتشون صداش عینه همون پسرس که مرده و همین تشابه باعث آشناییشون میشه
رمان از آرام رضائی بود.. اسمش.. اس مس
 
آخرین ویرایش

یاسمنان

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
10/3/26
ارسالی‌ها
6
پسندها
4
امتیازها
3
  • #2,632
رمان پلیسی هست.و رمانه راحب دوتا از نیرؤهای انتظامی بود که.. یه باندی بود که زنان حامله رو از نقاط مختلف جهان می دزدیدند و می بردنشون یه جا که بتونن وقتی بچه ها به دنیا آمدندن روی تربئت بچه کار کردن و اونا رو به عنوان نفوذی بفرستن تو کشور ها... حالا رمان راجب یه دختره تو نیروی پلیسه که بهش میگن که بره برای حل پرونده با یه سرگرد حرف برن اون بهت ادامشو میگه کهچه کار کنی.. دختر نیره خونه پسره... و پسره میگه گروه تصمیم گرفته منو و شما ازدواج کنیم و وقتی حامله بشی باید وارد باند بشی تا بتونیم به گروه نفوذ کنیم.... و دختره سه قلو حامله میشه...و وسطای ماموریت فرار میکنه بر می گرده پیشخانوادش و میگه کهبرایجی ازدواج کرده...و دختر تا چند وقت بیرون از خونش نمیره بعد چندماه پسره میاد میگه باید بچه...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

mahjor

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
10/3/26
ارسالی‌ها
1
پسندها
0
امتیازها
0
  • #2,633
سلام.یه رمانی هست که دختره پدر و مادرش توی تصادف میمیرن،مادر خودشم نبوده،یعنی مادرش قبلن فوت کرده و پدرش هم ازدواج مجدد داشته.بعد دختره که عاشق پسر عموش بوده بخاطر مخالفت عای زیاد مادرش از هم جدا میشن.دختره دنبال کار بوده که یه شرکت جواهر سازی پیدا میکنخ،از قضا رئیس این شرکت پسر عموی خودشه.اینا باهم دوباره ملاقات دارن و تظاهر میکنن که از هم متنفرن‌ولی دوباره عاشق هم میشن
 

f.rh

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
10/3/26
ارسالی‌ها
2
پسندها
0
امتیازها
0
  • #2,634
سلام داستان یه دختری که بعد از دعوا با دوست پسرش با سرعت خیلی زیاد تو خیابون تصادف میکنه وقتی به هوش میاد فراموشی میگیره و یه خانواده دیگه اونو به جای دختر مرده‌ی خودشون میبرن خونه تا مادر خانواده که خیلی به اون دختر مرده وابسته بوده وقتی از سفر برمیگرده حالش بدتر نشه، مادر خانواده هنوز نتونسته قبول کنه دخترش مرده، یه تغییراتی توی اون دختر میدن مثلا موهاش رو رنگ میکنن و اینا که شکل دختر اصلی خانواده بشه، تا اینکه بعد از چند وقت تو یه سفر دختری که تصادف کرده بود همه چیز یادش میاد و میگرده دنبال خانواده‌ش و میره پیششون، پسر خانواده اول هم میره خواستگاری اون دختره و تو خواستگاری هم برقا قطع میشه...

داستان اینطوری با قطع شدن برق اگه اشتباه نکنم تموم میشد، ینی وقتی اون دختر و پسر داشتن تو...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

اینا

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
10/3/26
ارسالی‌ها
1
پسندها
0
امتیازها
0
  • #2,635
سلام دوستان یه رمانی بود که داخلش دختره یه روز توی زیرزمین خوابش میبره وقتی بیدار میشه میبینه همه ادمای زمین مردن و محو شدن ولی یه تعدادی هنوز هستن و عاشق یه پسره میشه و ... اسم رمان و یادتونه؟
 

yasil

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
12/3/26
ارسالی‌ها
1
پسندها
0
امتیازها
0
  • #2,636
با سلام خدمت تمامی عزیزان
طبق تقاضاهایی که داشتیم مبنی بر زدن این بخش، تاپیک زده شد؛ ولی در صورت رعایت نکردن قوانین تاپیک بسته خواهد شد‌.

قوانین:

●تاپیک برای پیدا کردن رمان های گمنام می باشد، پس لطفا "معرفی" یا "درخواست رمان" نداشته باشید!

●برای پیدا کردن رمان مد نظرتون، فقط کافیه که خلاصه ای از رمان یا نکته های بولد اون‌ رمان که به خاطر دارید رو بنویسید.

●دوستانی که داوطلب کمک کردن در این زمینه هستند و اسم اون رمان مجهول رو می دونند، اول باید بررسی کنند تا مطمئن بشوند که قبلا به اون سوال، پاسخی داده نشده باشه.

●برای پاسخ دادن از *نقل قول کردن* پست شخص مذکور...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

Samiraaa76

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
13/3/26
ارسالی‌ها
1
پسندها
0
امتیازها
0
  • #2,637
سلام یه رمانی بود ژانر انتقامی، دوستای دختره و پسره باهم همکاری میکنن تا از یه شخصی انتقام بگیرن فک کنم اول رمان اینطوری شروع میشد دختره برمیگیرده ایران و یواشکی میره خونه کسی که ازش اطلاعات بدست بیاره که پسره هم دقیقا مثل دختره میره اون خونه، و اینطوری میشه که بعد بیرون اومدن تصمیم میگیرن باهم همکاری بکنن و همگی با هم تو یه خونه مستقر میشن. تو اسم رمان یکی از کلمه های تاوان یا جبران بود یادم نیست کامل.
 

maryam ma

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
14/3/26
ارسالی‌ها
3
پسندها
4
امتیازها
0
  • #2,638
دنبال رمانی ام که دختره از دوست پسرش خامله میشه خانوده اش میفهمن انقد کتکش میزنن که بچه اش سقط میشه و بعد از اون طردش میکنن و مجبور میشه با دوست پسرش ازدواج کنه و دوست پسرش هم شروع میکنه به کتک زدنش و اذیت کردنش و دختره میره توی یک کارخونه ای کار کنه که پسر صاحب کارخونه ازش متنفره و بعد این دوتا کم‌کم عاشق هم میشن
 

Vayumin

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
17/2/26
ارسالی‌ها
2
پسندها
0
امتیازها
0
  • #2,639
سلام من سال ۱۴۰۰ تو تلگرام داشتم یک رمان میخوندم که یک اتفاقی افتاد و قسمت های آخرش موند رمان تو تابستان ۱۴۰۰ به پایان رسیده بود چیز زیادی از داستان یادم نمیاد فقط اینکه دختره بیماری قلبی داشت و پسره پزشک بود اگر کسی اسمش رو میدونه لطفا بگه خیلی دنبالشم
کسی چیزی یادش نیست؟
 

maryam ma

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
14/3/26
ارسالی‌ها
3
پسندها
4
امتیازها
0
  • #2,640
دنبال رمانی ام که دختره از دوست پسرش خامله میشه خانوده اش میفهمن انقد کتکش میزنن که بچه اش سقط میشه و بعد از اون طردش میکنن و مجبور میشه با دوست پسرش ازدواج کنه و دوست پسرش هم شروع میکنه به کتک زدنش و اذیت کردنش و دختره میره توی یک کارخونه ای کار کنه که پسر صاحب کارخونه ازش متنفره و بعد این دوتا کم‌کم عاشق هم میشن
کسی نمیدونه اسمش رو؟؟
 
عقب
بالا