مهم ~ پیدا کردن رمان‌های بی‌نام ~

nazanine19

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
5/3/26
ارسالی‌ها
3
پسندها
1
امتیازها
0
  • #2,621
دنبال یک رمان هستم در مورد چندتا دانشجو که بعد باهم یک آزمایشگاه راه می‌اندازن که در واقع رئیسش شخصیت مرد اصلی رمان هست که اسمش هم فکر میکنم کیارش بود. شخصیت دختر هم مجبور میشه اونجا کار کنه و به مرور با پسره عاشق هم میشن اما یه دختر دیگه که پدر پولداری داره هم عاشق پسره هست. پسره با دختر اول یه صیغه میخونن و به جای حلقه هم ساعت ست میخرن و میپوشن ولی پسره مجبور میشه با اون دختر پولدار عقد دائم کنه و دیگه هم نمیتونه ازش جدا بشه چون دختره مشکل روانی داره فکر کنم. آخرش هم معلوم میشه دختر اول بارداره و برمیگرده پیش خانواده اش
 

liliooooo

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
8/3/26
ارسالی‌ها
2
پسندها
2
امتیازها
0
  • #2,622
سلام اسمه شخصیتارو یادم نیست ولی داستان اینجوری بود که پسره با دختره ازدواج کرده بود تا به دوسته دختره درواقع نزدیک تر بشه ..
دختره هم میدونست پسره دوستشو دوست داره ولی خب چون عاشق پسره بود راضی شد باهاش ازدواج کنه ... میگذره و دختره حامله میشه و پسره هم کم کم عاشقش میشه ... اگه اسمشو میدونین بگین لطفااا



دختره فک کنم فقط یه مامانشو داشت کلا خانوادشم زیاد پولدار نبودن نسبت به پسره
 
آخرین ویرایش

nilou

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
8/3/26
ارسالی‌ها
1
پسندها
0
امتیازها
0
  • #2,623
سلام دوستان یه رمان بود دختره فکر کنم به خاطر بدهی پدرش به خونه پسره میره پسره تعمیرگاه ماشین داره داستان هم تو شهر اصفهان اتفاق میفته کسی اسمش میدونه ؟
 

خاکستر

نو ورود
سطح
4
 
تاریخ ثبت‌نام
2/3/21
ارسالی‌ها
38
پسندها
171
امتیازها
503
مدال‌ها
3
  • #2,624
سلام اسمه شخصیتارو یادم نیست ولی داستان اینجوری بود که پسره با دختره ازدواج کرده بود تا به دوسته دختره درواقع نزدیک تر بشه ..
دختره هم میدونست پسره دوستشو دوست داره ولی خب چون عاشق پسره بود راضی شد باهاش ازدواج کنه ... میگذره و دختره حامله میشه و پسره هم کم کم عاشقش میشه ... اگه اسمشو میدونین بگین لطفااا



دختره فک کنم فقط یه مامانشو داشت کلا خانوادشم زیاد پولدار نبودن نسبت به پسره
سلام^^ فک کنم رمان «انتخاب دوم» نوشته «وانیا.ب»
 

liliooooo

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
8/3/26
ارسالی‌ها
2
پسندها
2
امتیازها
0
  • #2,625

thatna

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
8/3/26
ارسالی‌ها
1
پسندها
1
امتیازها
0
  • #2,626
سلام
یه رمانی بود که دختری عاشق هم دانشگاهیش میش و فکر میکنه پسره هم دوستش داره و وقتی پسره بهش میگه میخواد باهاش صجبت کنه فکر میکنه میخواد بهش اعتراف کنه ولی پسره بهش میگه که عاشق دوستشه و ازش میخواد که به هم برسونتشون و دختره هم بهم میرسونتشون و خودش به عنوان دوست کنازشون میمونه و هیچوقت ازدواج نمیکنه تا وقتی که دوستش سرطان میگیره
دوست دختره وقتی خونه دختره بوده دفتر خاطراتش و پیدا میکنه و میفهمه که دوستش عاشق شوهرش بوده و شوهرش و مجبور میکنه که دختره رو عقد کنن و بعد میمیره اسمش و کسی میدونه چیه؟
 

Eccedentesiast

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,554
پسندها
49,190
امتیازها
96,873
مدال‌ها
60
  • مدیرکل
  • #2,627
سلام
یه رمانی بود که دختری عاشق هم دانشگاهیش میش و فکر میکنه پسره هم دوستش داره و وقتی پسره بهش میگه میخواد باهاش صجبت کنه فکر میکنه میخواد بهش اعتراف کنه ولی پسره بهش میگه که عاشق دوستشه و ازش میخواد که به هم برسونتشون و دختره هم بهم میرسونتشون و خودش به عنوان دوست کنازشون میمونه و هیچوقت ازدواج نمیکنه تا وقتی که دوستش سرطان میگیره
دوست دختره وقتی خونه دختره بوده دفتر خاطراتش و پیدا میکنه و میفهمه که دوستش عاشق شوهرش بوده و شوهرش و مجبور میکنه که دختره رو عقد کنن و بعد میمیره اسمش و کسی میدونه چیه؟
رمان آسمانی‌ها
 
امضا : Eccedentesiast
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] mersede

sarajooonnnnn

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
6/6/24
ارسالی‌ها
6
پسندها
4
امتیازها
3
  • #2,628
دنبال یک رمان هستم در مورد چندتا دانشجو که بعد باهم یک آزمایشگاه راه می‌اندازن که در واقع رئیسش شخصیت مرد اصلی رمان هست که اسمش هم فکر میکنم کیارش بود. شخصیت دختر هم مجبور میشه اونجا کار کنه و به مرور با پسره عاشق هم میشن اما یه دختر دیگه که پدر پولداری داره هم عاشق پسره هست. پسره با دختر اول یه صیغه میخونن و به جای حلقه هم ساعت ست میخرن و میپوشن ولی پسره مجبور میشه با اون دختر پولدار عقد دائم کنه و دیگه هم نمیتونه ازش جدا بشه چون دختره مشکل روانی داره فکر کنم. آخرش هم معلوم میشه دختر اول بارداره و برمیگرده پیش خانواده اش
فکر کنم اسمش" ضجه های ویرانی من" بود
 

یاسمنان

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
10/3/26
ارسالی‌ها
6
پسندها
4
امتیازها
3
  • #2,629
من چند ماه پیش نمی دونم از کجا یه رمان پلیسی خوندم. رمانه راحب دوتا از نیرؤهای انتظامی بود که.. یه باندی بود که زنان حامله رو از نقاط مختلف جهان می دزدیدند و می بردنشون یه جا که بتونن وقتی بچه ها به دنیا آمدندن روی تربئت بچه کار کردن و اونا رو به عنوان نفوذی بفرستن تو کشور ها... حالا رمان راجب یه دختره تو نیروی پلیسه که بهش میگن که بره برای حل پرونده با یه سرگرد حرف برن اون بهت ادامشو میگه کهچه کار کنی.. دختر نیره خونه پسره... و پسره میگه گروه تصمیم گرفته منو و شما ازدواج کنیم و شما حامله بشید تا بتونیم به گروه نفوذ کنیم.... و دختره سه قلو حامله میشه ـو دختره وسط ماموریت فرار می کنه...و پسره هم تو این بانده از قبل نفوذ کرده بود...و اینا از هم متنفرهستن.. اسم رمان چیه؟
 

یاسمنان

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
10/3/26
ارسالی‌ها
6
پسندها
4
امتیازها
3
  • #2,630
سلام یه رمانی بود که پسره به دختره که موهاش فر بوده میگفته ببعی.:458159-cb52a51dde0f659624b862e153db48f9::458071-43334d713ad235cc803ee5474567490d:
ببخشید همین یادمه
رمان به من نگو ببعی... دختره استاد دانشکاه بو و پسره دانشجوش بود.
 
عقب
بالا