مهم ~ پیدا کردن رمان‌های بی‌نام ~

M A H D I S

هنرمند انجمن
سطح
24
 
تاریخ ثبت‌نام
2/7/22
ارسالی‌ها
868
پسندها
13,200
امتیازها
31,973
مدال‌ها
39
سن
25
  • #2,701
سلام کسی اسم این رمان رو میدونه؟
مادر و پسری که بخاطر اختلاف سنی بسیار کمشون همه فکر میکنن اونا خواهر و برادر هستن و چون همه اینطور فکر میکنن و برای اونا هم عادی شده دیگه نمیگن که ما مادر و پسر هستیم و در یک اپارتمانی تنها زندگی میکنن (دختره بخاطر رسم و رسومات خیلی زود ازدواج کرده بود و نمیدونم شوهرش مرده بود یا طلاق گرفته بودند) تا اینکه یک روز بخاطر تعمیر اسانسور مردی میاد و از قضا با پسره خیلی جور میشن چون وسره خیلی کنجاو بوده و هی سوال میپرسیده راحب همه چیز و میفهمه که مرده خطاطی بلده پس مادر پسره از مرده میخاد که بیاد خونشون و به پسرش خطاطی نشون بده . در قسمتی از رمان پسره برای تولد مادرش فک کنم بود که شهری راجب مادر خطاطی میکنه و...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : M A H D I S

M A H D I S

هنرمند انجمن
سطح
24
 
تاریخ ثبت‌نام
2/7/22
ارسالی‌ها
868
پسندها
13,200
امتیازها
31,973
مدال‌ها
39
سن
25
  • #2,702
سلام
من دنبال دوتا رمانم
۱_پسره عرب بود...دختره با برادر پسره دوست بود و پسره یهو ناپدید میشه و خانواده دختره میفهمن و اونو بیرون میکنن بعد مجبور میشه با برادر پسره ازدواج کنه
لعنتی اسمشو یادم نمیاد
۲_یه رمان مافیایی بود ک یه گروهی بودن ک هرکدوم اسم یه رنگ رو داشتن
اسم رییسشون هم سفید بود
دختره هم بنفش ک تک تیرانداز گروه بود.چند جلد بود‍♀️
سلام رمان دومی، شکست نور
 
امضا : M A H D I S

fafo

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
20/6/26
ارسالی‌ها
1
پسندها
0
امتیازها
0
  • #2,703
سلام
یه رمان بود که دختره شوهرش معلم موسیقیش بود و خیلی همو دوست داشتن ازدواج کردن و بعد مدتی شوهرش با خواهر ناتنیش بهش خیانت میکنن و وقتی خواهرش از شوهرش حامله شد از هم جدا شدن و بعد مدت ها که پدر دختره مرد دختر برگشت و از اونجا فهمید بچه واقعی خانواده نیست و یه پسر عمه داشت که عاشق خواهر دختر بود ولی ۳ بارم ازدواج کرده بود و فکر کنم پزشک بود و به دختر پیشنهاد ازدواج داد شروع رمانم فکر کنم زمان خاکسپاری پدرش دختره میاد خونه
بچه خواهرشم دختر بود
ژانرش فکر کنم اجتماعی بود
از گوگل دانلود کرده بودم بصورت pdf هیچ اسمی هم یادم نمیاد
 
آخرین ویرایش

مهرسا۷۰

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
25/6/26
ارسالی‌ها
1
پسندها
0
امتیازها
0
  • #2,704
سلام دوستان یه رمان ایرانی را برام پیدا کنید
اسم رمان و نویسنده رانمیدونم
یه دختر فکر کنم به نام عطیه عاشق دوست داداشش میشه اسمشو یادم نیس
پسره بعد یه مدت با یکی دیگه ازدواج میکنه و از ایران میره
بعدازچندسال برمیگرده در حالی که همسرش فوت کرده و یه دختر به اسم فکر کنم آوا داره و دوباره همدیگرو تو شرکت میبینن شغل دختره طراحی دکوراسیون یا لباسه دقیق یادم نیست
 
عقب
بالا