- تاریخ ثبتنام
- 22/7/21
- ارسالیها
- 719
- پسندها
- 7,149
- امتیازها
- 22,273
- مدالها
- 17
- نویسنده موضوع
- #241
اما این قرارداد از کجا اومد؟ چطور آذرخش میدونه اما من نه!
خیلی گذرا حرفهای اون مرد راجع به قراردادی نامعلوم توی ذهنم تداعی شد.
عجب!
سپهری به یکی اشاره زد و بعد چند دقیقه چند برگه به دستش داد.
کمی به جلو خم شدم و دستهام رو روی زانوم گذاشتم.
متفکر گفتم:
- قضیه این قرار داد چیه؟
سپهری: آقای مهرانفر بهتون توضیح ندادن؟!
یهویی اعصابم بهم ریخت، موندم این وکیل منه یا وکیل آقای مهرانفر!
ابروهام بهم گره خورد و با چشمهای گرد شده گفتم:
- چرا من باید از ایشون بشنوم؟
آذرخش من رو به سمت عقب کشوند، چشمهاش رو ریز کرد و جوری برخورد کرد که حرفی نزنم اما من بهم برخورده بود.
سپهری که معلوم بود از برخورد من جا خورده، دستی روی هوا تکون داد و با خندهی گفت:
- متأسفم خانم رمضانی فکر نمیکردم ناراحت بشین...
خیلی گذرا حرفهای اون مرد راجع به قراردادی نامعلوم توی ذهنم تداعی شد.
عجب!
سپهری به یکی اشاره زد و بعد چند دقیقه چند برگه به دستش داد.
کمی به جلو خم شدم و دستهام رو روی زانوم گذاشتم.
متفکر گفتم:
- قضیه این قرار داد چیه؟
سپهری: آقای مهرانفر بهتون توضیح ندادن؟!
یهویی اعصابم بهم ریخت، موندم این وکیل منه یا وکیل آقای مهرانفر!
ابروهام بهم گره خورد و با چشمهای گرد شده گفتم:
- چرا من باید از ایشون بشنوم؟
آذرخش من رو به سمت عقب کشوند، چشمهاش رو ریز کرد و جوری برخورد کرد که حرفی نزنم اما من بهم برخورده بود.
سپهری که معلوم بود از برخورد من جا خورده، دستی روی هوا تکون داد و با خندهی گفت:
- متأسفم خانم رمضانی فکر نمیکردم ناراحت بشین...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
آخرین ویرایش توسط مدیر