- تاریخ ثبتنام
- 28/8/21
- ارسالیها
- 158
- پسندها
- 888
- امتیازها
- 5,313
- مدالها
- 7
- نویسنده موضوع
- #31
اون حامد سگ صفت رو بلخره من می کشمش چرااین
بی شعور دست از سر من وسودا بر نمیداره، نه انگار باید
به رئیس بگم کار شکنجه اونو به من بسپره
یه آشی براش بپزم یه دنیا روغن روش باشه
- به نظرت شکنجه اونو به شما می سپره
- آره می سپره مطمئن باش، اون دفعه خودش گفت میسپارم به خودت ولی من نخواستم گفتم بزار مثل سگ وگربه هم دیگه ارو تیکه پاره کنن ولی این دفعه کار خودمه
به حسابش می رسم، فکر کرده سودا بی کس وکاره
درسته کارم خیلی کار خوب وجالبی نیست وچه بسا خطرناک هم هست ولی اینو دیگه خوب یاد گرفتم که
نزارم هر بی دست وپایی که از راه میرسه به ما زور بگه
رفتم سراغ دفتر اصغری ودرو زدم وبایک بیاتو داخل شدم
- کاری داشتی؟
-رئیس، درخواستی از شما داشتم.
- بگو می شنوم
- اگه میشه شکنجه حامد رو به من بسپرین...
بی شعور دست از سر من وسودا بر نمیداره، نه انگار باید
به رئیس بگم کار شکنجه اونو به من بسپره
یه آشی براش بپزم یه دنیا روغن روش باشه
- به نظرت شکنجه اونو به شما می سپره
- آره می سپره مطمئن باش، اون دفعه خودش گفت میسپارم به خودت ولی من نخواستم گفتم بزار مثل سگ وگربه هم دیگه ارو تیکه پاره کنن ولی این دفعه کار خودمه
به حسابش می رسم، فکر کرده سودا بی کس وکاره
درسته کارم خیلی کار خوب وجالبی نیست وچه بسا خطرناک هم هست ولی اینو دیگه خوب یاد گرفتم که
نزارم هر بی دست وپایی که از راه میرسه به ما زور بگه
رفتم سراغ دفتر اصغری ودرو زدم وبایک بیاتو داخل شدم
- کاری داشتی؟
-رئیس، درخواستی از شما داشتم.
- بگو می شنوم
- اگه میشه شکنجه حامد رو به من بسپرین...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
آخرین ویرایش