فکر کنم آبی تر از عشق باشهسلام
دنبال رمانی هستم که دربارهی پسری هستش که از قبل تصمیم گرفته که سه تا زن بگیره و میگیره
گایز مرسی خودم پیداش کردم اسمشم غم نبودنت بودسلام دوستان
رمانی که من دنبالشم دختره از اول عاشق پسری فکر کنم به اسم پوریا(یا یه همچین اسمایی بود) بود که دوست دختره بهش میگه که برادرش سرطان داره و عاشق توعه و زیاد زنده نمیمونه دختره هم میره با برادر همین دوستش که اسمشم طاها بود نامزد میکنه؛طاها هم بعد از چند ماه موقعی که موهای دختررو میبافت میمیره و دختره بعد طاها ازدواج نمیکنه تا همون پسر اولیرو میبینه و با اون ازدواج میکنه ولی پسره بخاطر اینکه دختره رفت و با طاها ازدواج کرد بهش اعتماد نداره و یک بار هم با دختره سر مزار طاها میرن. فقط همین ازش یادمه لطفا کمکم کنید خیلی ذهنمو مشغول کرده!
خیلی ممنون
سلام ، اسم این رمان چیه ؟!سلام
رمان در مورد دختری بود که بعد از مرگ پدرش به ایران برمیگرده مجبوری تو سفارت به عقد پسری که اسمش فکرکنم کیا بود درمیاد ولی بعدا تو خواب بهش ت*جاوز میکنن و اون باردار میشه و فرار میکنه خارج و پسرعمش خیلی کمکش میکنه بعدا نامزد قبلیش بهش قول میده که اون فرد رو پیدا کنه وبا این حرف میکشونتش ایران و بعد ها مشخص میشه که همون کس نامزدش بوده و بخاطر انتقام از پدر دختره با همکاری شوهر عمه دختره این کار رو کرده
اسم خواهر پسره پریساس و بعدا با مردی به اسم احمد ازدواج میکنه