• تذکر:

    نویسندگان عزیز از نوشتن رمان‌هایی با محتوای غیر اخلاقی خودداری کنید. در صورت مشاهده چنین موضوعی صحنه رمان شما بدون تذکر توسط ناظرین حذف خواهد شد.

    مواردی که شامل موضوعات غیراخلاقی می‌شود عبارت‌است از:

    1. پرداختن به زندگی افرادی با گرایش های خاص مانند (هم‌جنس‌گرایی، ....)

    2. بیان صریح عقاید سیاسی در رمان‌ها و زیر سوال بردن چارچوب‌های جامعه اسلامی

    3. بیان توصیف صریح جنسی و به کار بردن کلمات ناشایست.

    و...

    قبل از ایجاد رمانتان موارد زیر را در نظر داشته باشید:

    1. اسم رمان خود را طوری انتخاب کنید که داری مصادیق مجرمانه و خلاف عرف جامعه نباشد.

    2. از به کار بردن کلمات جنسی و مواردی که با شئونات اسلامی مغایرت دارد، به جد خودداری کنید.

    3- برای تایپ رمان می توانید طبق تاپیک آموزشی زیر رمان خود را ارسال کنید:

    کلیک کنید

    4. با مطالعه رمان‌های نویسندگان انجمن به آن‌ها امید نوشتن خواهید داد.

    کلیک کنید

رتبه دوم اجتماعی رمان روژناک | مرضیه حیدرنیا (روجا) نویسنده افتخاری انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع روجا
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 320
  • بازدیدها بازدیدها 9,981
  • کاربران تگ شده هیچ

روجا

نویسنده افتخاری
سطح
34
 
تاریخ ثبت‌نام
11/3/19
ارسالی‌ها
2,333
پسندها
30,690
امتیازها
64,873
مدال‌ها
28
  • نویسنده موضوع
  • #321
پست بالا جایگزین شده:smiling-face-with-halo:
آنقدری توان نداشت که از کنار جنازه‌ی چندش‌آور حاجی سعید مفلوک تکان بخورد. اسلحه‌اش را با نفرت زیر تن به جلو افتاده‌ی مرد انداخت و با افتادن نور چراغ اتومبیلی بر صورتش رو گرداند. مردی که از غیب رسیده بود مشغول حرف زدن با راننده شد و کمی بعد در حالی که از توی نور چراغ سمت او می‌آمد و چهره‌اش پیدا نبود، اشاره زد پیاده شود. نفس زد و از ماشین پایین آمد. صورت داغان زکریا لحظه‌ای رهایش نکرده بود. کنار تاکسی قراضه ایستاد و می‌دید که مرد غریبه با پارچه کهنه‌ی بزرگی که از راننده تاکسی گرفته بود روی ماشین را پوشاند. مقداری خاک و کلوخ بر سرش پاشید تا برای مدتی جلب توجه نکند. حتماًً وقتی بوی جنازه‌ها درمی‌آمد متوجه آن...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : روجا

کاربران در حال مشاهده موضوع (تعداد: 0, کاربر: 0, مهمان: 0)

عقب
بالا