- تاریخ ثبتنام
- 29/12/20
- ارسالیها
- 654
- پسندها
- 2,507
- امتیازها
- 14,773
- مدالها
- 15
- سن
- 19
- نویسنده موضوع
- #231
باز هم از روی شانه نگاهی به رییس و استادش کرد و وقتی لبخند او را همراه با تکان دادن سرش به معنای تایید دید با خیال راحت منتظر پاسخ سباستین ماند.
- منظورتون از همکاری چیه؟! تا چه حد میخواین کمکمون کنین؟!
تا مرد پشت سرش لب باز کرد تا بگوید چه چیزی تایپ کند دستش را به نشانه سکوت بالا گرفت زیرا بهترین جواب اکنون مانند ماهی در ذهن خودش شناور بود:
- تا حالا فیلم جنگی دیدین؟! اگه دیده باشید قطعا این جمله رو شنیدین: من میرم جلو تو از پشت من رو پوشش بده. کار ما هم همینه! شما برای رسیدن به هدفتون میرید جلو و ما از پشت به صورت مخفیانه پوششتون میدیم. شما هیچوقت ما رو نمیبینید فقط متوجه اقداماتمون میشید. حالا قبول میکنید که با هم بریم ونکوور؟!
از قصد ونکوور را هم تایپ کرد تا...
- منظورتون از همکاری چیه؟! تا چه حد میخواین کمکمون کنین؟!
تا مرد پشت سرش لب باز کرد تا بگوید چه چیزی تایپ کند دستش را به نشانه سکوت بالا گرفت زیرا بهترین جواب اکنون مانند ماهی در ذهن خودش شناور بود:
- تا حالا فیلم جنگی دیدین؟! اگه دیده باشید قطعا این جمله رو شنیدین: من میرم جلو تو از پشت من رو پوشش بده. کار ما هم همینه! شما برای رسیدن به هدفتون میرید جلو و ما از پشت به صورت مخفیانه پوششتون میدیم. شما هیچوقت ما رو نمیبینید فقط متوجه اقداماتمون میشید. حالا قبول میکنید که با هم بریم ونکوور؟!
از قصد ونکوور را هم تایپ کرد تا...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.