- تاریخ ثبتنام
- 26/4/24
- ارسالیها
- 387
- پسندها
- 1,849
- امتیازها
- 12,063
- مدالها
- 10
- نویسنده موضوع
- #41
چند لحظه سکوت کرد و بعد با آرامش پرسید:
- نمیخواین که همینجوری قهر بمونین؟
خودم رو به نشنیدن زدم. هنوز از دست کارن ناراحت بودم.
ادامه داد:
- ببین فرزاد دو تا مؤمن حق ندارن بیشتر از سه روز با هم قهر باشن. خودت هم این رو خوب میدونی!
با بیمیلی گفتم:
- آره میدونم. ولی هنوز یه روز هم نشده که قهریم؛ بعدش هم خوبه خودت میبینی وحشی چه بلایی سر من آورده! انتظار داری منّتکشی هم بکنم؟
- نه منّتکشی نکن، اما سرسنگین هم نباش!
- پس چیکار کنم؟ برم بپرم بغلش ماچش کنم بگم دستت درد نکنه جلوی همه تحقیرم کردی؟ نهخیر؛ اون همیشه هر جوری دلش خواسته باهام رفتار کرده، همیشه هم من کوتاه اومدم. ولی این دفعه دیگه فرق میکنه!
- هیچ فرقی نمیکنه. کارِت خیلی بد بود فرزاد، صداتو واسه اون خانم بالا بردی؛ هر کس...
- نمیخواین که همینجوری قهر بمونین؟
خودم رو به نشنیدن زدم. هنوز از دست کارن ناراحت بودم.
ادامه داد:
- ببین فرزاد دو تا مؤمن حق ندارن بیشتر از سه روز با هم قهر باشن. خودت هم این رو خوب میدونی!
با بیمیلی گفتم:
- آره میدونم. ولی هنوز یه روز هم نشده که قهریم؛ بعدش هم خوبه خودت میبینی وحشی چه بلایی سر من آورده! انتظار داری منّتکشی هم بکنم؟
- نه منّتکشی نکن، اما سرسنگین هم نباش!
- پس چیکار کنم؟ برم بپرم بغلش ماچش کنم بگم دستت درد نکنه جلوی همه تحقیرم کردی؟ نهخیر؛ اون همیشه هر جوری دلش خواسته باهام رفتار کرده، همیشه هم من کوتاه اومدم. ولی این دفعه دیگه فرق میکنه!
- هیچ فرقی نمیکنه. کارِت خیلی بد بود فرزاد، صداتو واسه اون خانم بالا بردی؛ هر کس...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
آخرین ویرایش توسط مدیر