- تاریخ ثبتنام
- 15/12/24
- ارسالیها
- 185
- پسندها
- 897
- امتیازها
- 5,133
- مدالها
- 6
- نویسنده موضوع
- #21
سریع از اتاق بیرون رفت و حتی اجازه نداد من جواب بدم یعنی هرچند جوابی هم نداشتم بدم، حق داشت اینجوری بگه! ولی خب حق هم نداشت بدون اجازه وارد اتاق بشه! درحالیکه داشتم گرمکنش رو پام میکردم یه لحظه تو فکر رفتم که چیکارم داره؟ نفس عمیقی کشیدم و بعدش مردد راه افتادم و پایین رفتم.
رو مبلا نشسته بود و سرش رو به دستهاش تکیه داده بود. روی مبل روبروئیش نشستم که سرش رو بالا اورد و چشم تو چشم شدیم. چقدر صورتش با با دو هفته قبل فرق داشت. موهاش رو این بار برخلاف قبل، مرتب رو به بالا شونه کرده بود. بخیهی کنار پیشونیش حالا کامل پیدا بود. ریش بلندش رو کوتاه کرده بود و تهریش خیلی بهتر به صورتش نشسته بود.. راست شد و کامل پشتش رو به مبل تکیه داد. هنوز بخاطر دیدنم اونجوری خجالتزده بودم. سرم رو انداختم...
رو مبلا نشسته بود و سرش رو به دستهاش تکیه داده بود. روی مبل روبروئیش نشستم که سرش رو بالا اورد و چشم تو چشم شدیم. چقدر صورتش با با دو هفته قبل فرق داشت. موهاش رو این بار برخلاف قبل، مرتب رو به بالا شونه کرده بود. بخیهی کنار پیشونیش حالا کامل پیدا بود. ریش بلندش رو کوتاه کرده بود و تهریش خیلی بهتر به صورتش نشسته بود.. راست شد و کامل پشتش رو به مبل تکیه داد. هنوز بخاطر دیدنم اونجوری خجالتزده بودم. سرم رو انداختم...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
آخرین ویرایش