- تاریخ ثبتنام
- 15/12/24
- ارسالیها
- 171
- پسندها
- 737
- امتیازها
- 3,863
- مدالها
- 6
- نویسنده موضوع
- #41
دستش رو محکم روی دهنم گذاشت و چاقو رو بالاتر آورد. زبونم قفل شد. سرمو کمی بالا گرفتم و همون لحظه کاوه رو پشت سرش دیدم. کاوه با انگشت اشاره به آرومی اشاره کرد ساکت باشم. نگاهم افتاد به صورت بهروز. وقتی چاقو رو به صورتم نزدیکتر کرد، ناگهان از پشت کشیده شد و همزمان مشتِ کاوه محکم توی دهنش نشست.
هر دو با هم درگیر شدن. کاوه سعی میکرد چاقو رو از دستش بگیره. توی همین تقلا، کف دستش برید، اما انگار عصبانیتش بیشتر شد. چند مشت محکم به صورت بهروز کوبید و چاقو از دستش پرت شد.
کاوه خم شد که چاقو رو برداره، اما بهروز از پشت بهش حمله کرد و هر دو به زمین افتادن. دستهاش رو دور گلوی کاوه فشار داد. دوئیدم سمتشون و سعی کردم جداشون کنم، اما هلم داد و محکم به دیوار خوردم.
با وحشت بلند شدم. نمیدونستم چیکار...
هر دو با هم درگیر شدن. کاوه سعی میکرد چاقو رو از دستش بگیره. توی همین تقلا، کف دستش برید، اما انگار عصبانیتش بیشتر شد. چند مشت محکم به صورت بهروز کوبید و چاقو از دستش پرت شد.
کاوه خم شد که چاقو رو برداره، اما بهروز از پشت بهش حمله کرد و هر دو به زمین افتادن. دستهاش رو دور گلوی کاوه فشار داد. دوئیدم سمتشون و سعی کردم جداشون کنم، اما هلم داد و محکم به دیوار خوردم.
با وحشت بلند شدم. نمیدونستم چیکار...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
آخرین ویرایش