- ارسالیها
- 81
- پسندها
- 218
- امتیازها
- 1,078
- مدالها
- 3
- نویسنده موضوع
- #41
دستش رو محکم گذاشت رو دهنم و چاقو رو آورد بالاتر؛ زبونم قفل شد. سرمو بلند کردم که کاوه رو پشت سرش دیدم، کاوه هم با انگشت اشاره کرد ساکت باشم نگاهمو انداختم رو صورت بهروز و همین که چاقو رو نزدیک صورتم کرد از پشت کشیده شد و کاوه با مشت تو دهنش زد و با هم درگیر شدن. کاوه تلاش میکرد چاقو رو از دست بهروز بگیره که تو همین حین هم کف دستش زخمی شد ولی با عصبانیت بیشتری سمتش رفت و چند تا مشت محکم به صورتش کوبید که چاقو از دست بهروز پرت شد. کاوه اومد چاقو رو برداره که بهروز از پشت بهش حمله کرد و به زمینش انداخت؛ شروع کرد به فشار دادن گلوی کاوه. دوئیدم سمتشون و تلاش کردم بهروز رو ازش جدا کنم که هولم داد و محکم خوردم به دیوار. وحشتزده بلند شدم، نمیدونستم چیکار کنم؟ یهلحظه نگاهم به گلدون تزئینی...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
آخرین ویرایش