• تذکر:

    نویسندگان عزیز از نوشتن رمان‌هایی با محتوای غیر اخلاقی خودداری کنید. در صورت مشاهده چنین موضوعی صحنه رمان شما بدون تذکر توسط ناظرین حذف خواهد شد.

    مواردی که شامل موضوعات غیراخلاقی می‌شود عبارت‌است از:

    1. پرداختن به زندگی افرادی با گرایش های خاص مانند (هم‌جنس‌گرایی، ....)

    2. بیان صریح عقاید سیاسی در رمان‌ها و زیر سوال بردن چارچوب‌های جامعه اسلامی

    3. بیان توصیف صریح جنسی و به کار بردن کلمات ناشایست.

    و...

    قبل از ایجاد رمانتان موارد زیر را در نظر داشته باشید:

    1. اسم رمان خود را طوری انتخاب کنید که داری مصادیق مجرمانه و خلاف عرف جامعه نباشد.

    2. از به کار بردن کلمات جنسی و مواردی که با شئونات اسلامی مغایرت دارد، به جد خودداری کنید.

    3- برای تایپ رمان می توانید طبق تاپیک آموزشی زیر رمان خود را ارسال کنید:

    کلیک کنید

    4. با مطالعه رمان‌های نویسندگان انجمن به آن‌ها امید نوشتن خواهید داد.

    کلیک کنید

دلنوشته مجموعه دلنوشته‌های نوای اشک | میم.هویار کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع HOOYAR
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 10
  • بازدیدها بازدیدها 516
  • کاربران تگ شده هیچ

HOOYAR

کاربر انجمن
سطح
11
 
تاریخ ثبت‌نام
17/4/24
ارسالی‌ها
290
پسندها
2,882
امتیازها
13,813
مدال‌ها
9
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • #1
بسمه تعالی
نام اثر: نوای اشک
نام نویسنده: میم.هویار
ژانر: تراژدی
مقدمه:
هوای این بامداد، خبر از اشک می‌دهد. این سحری که گذشت، دل به ماه بسته بود که خون اشک می‌ریزد. این آخرین تلالو‌های ستارگان نوای اشک بود، که دمید بر روح‌های بی‌کالبد. ای صبح ظالم، سحر را فراموش نکن...​
 
امضا : HOOYAR

Ftm.ghΨ

پرسنل مدیریت
مدیر تالار وحشت
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
29/12/20
ارسالی‌ها
805
پسندها
4,093
امتیازها
17,773
مدال‌ها
15
سن
20
  • مدیر
  • #2
•| بسم رب القلم |•
آنچه از دل برآید، لاجرم بر دل نشیند...
1000117605.webp
نویسنده‌ی عزیز، بی‌نهایت خرسندیم که دلنوشته‌های زیبایتان را در انجمن «یک رمان» به اشتراک می‌گذارید.
خواهشمندیم پیش از پست‌گذاری و شروع دلنوشته‌، قوانین بخش «دلنوشته‌های کاربران» را به خوبی مطالعه بفرمایید.
***

قوانین بخش دلنوشته‌ی کاربران"
پس از گذشت حداقل 20 پست از دل‌نوشته، می‌توانید در تاپیک زیر درخواست نقد دل‌نوشته بدهید. توجه داشته...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Ftm.ghΨ

HOOYAR

کاربر انجمن
سطح
11
 
تاریخ ثبت‌نام
17/4/24
ارسالی‌ها
290
پسندها
2,882
امتیازها
13,813
مدال‌ها
9
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • #3
هر آن صدای مشت‌های ریز، از زیر خاک به چاهسار گوش می‌رسد؛ هر بامداد، هر چاشت‌گاه و هر شام. به کردار دانه‌ای که با مشت‌های کوچک خود به خاک سرد اجبار و ظلم می‌کوبد و روزی خواهد رسید که گیاه نور خورشید را خواهد دید. حتی به قیمت خورد شدن، آسیب و مرگ؛ اما مشت‌های کوچک گیاه خوب می‌داند چطور راه آزادی را دوباره پیش بگیرد. تا وقتی ریشه باشد، روح فاتح نیز هست.​
 
امضا : HOOYAR

HOOYAR

کاربر انجمن
سطح
11
 
تاریخ ثبت‌نام
17/4/24
ارسالی‌ها
290
پسندها
2,882
امتیازها
13,813
مدال‌ها
9
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • #4
بر این دیوار سیمانی، خون گلبرگ‌های شقایق، تنها گل عاشق ریخته شده. این نمود و روشنایی سد روانی که میان من و توست، ارس را می‌‌گویم، روزی پل عشق خواهد شد. یک روز این دیوار‌ها و سدها فرو خواهد ریخت و من نوید می‌دهم، یک روز برادر به آغوش برادر باز خواهد گشت.​
 
امضا : HOOYAR

HOOYAR

کاربر انجمن
سطح
11
 
تاریخ ثبت‌نام
17/4/24
ارسالی‌ها
290
پسندها
2,882
امتیازها
13,813
مدال‌ها
9
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • #5
سقوط می‌کنم، میان واژه‌های تلخ ناگفته. غرق می‌شوم، میان تمام اشک‌های نریخته. تمام می‌شوم میان ناتمامی‌ها. و در آخر می‌میرم، میان تمام زندگی نکردن‌ها. کابوس می‌بینم، خودم را میان آیینه‌ها جا می‌گذارم. از خانه دور می‌شوم و به مقصد هم نمی‌رسم. چشم می‌بندم و باز می‌بینم؛ و هرچه می‌کنم انگار هیچ نمی‌کنم.​
 
امضا : HOOYAR

HOOYAR

کاربر انجمن
سطح
11
 
تاریخ ثبت‌نام
17/4/24
ارسالی‌ها
290
پسندها
2,882
امتیازها
13,813
مدال‌ها
9
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • #6
شاید روزی گریختم؛ که می‌داند شاید روزی از پنجره‌ها رو به آسمان پرواز کردم. چه بسا که شاید در آسمان هم به دیوار خوردم. اما که می‌داند شاید دیوار هم مرا بوسید و رها کرد. بگذار بروم؛ شاید غربت آزارم نداد؛ که می‌داند، شاید طلوع کردم از میان میله‌های زندان. آزادم بگذار و برو؛ که می‌داند شاید خودم، خودم را بند کردم به قفس‌ها. فقط بگذار.​
 
امضا : HOOYAR

HOOYAR

کاربر انجمن
سطح
11
 
تاریخ ثبت‌نام
17/4/24
ارسالی‌ها
290
پسندها
2,882
امتیازها
13,813
مدال‌ها
9
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • #7
تکه‌های خرد شده‌ام را دانه به دانه جمع می‌کنم. با دستی پر از خودم به سوی مقبره‌های خالی به راه می‌افتم. هر کدام از من‌های متعدد درون مقبره‌های متفاوتی می‌خوابند. خودم با دست‌های خودم به روی‌شان خاک ریخته و زنده به گورشان می‌کنم. از آنها هیچ سبز نمی‌شود. خورشید آرام‌آرام قصد طلوع دارد؛ و من تهی از خودم، به سوی کلبه‌ی پوشالی می‌‌گریزم تا مبادا خورشید تن سردم را گرم کند. من می‌خواستم بمیرم اما هنوز زنده‌ام تا برای خودم سوگواری کنم.​
 
امضا : HOOYAR

HOOYAR

کاربر انجمن
سطح
11
 
تاریخ ثبت‌نام
17/4/24
ارسالی‌ها
290
پسندها
2,882
امتیازها
13,813
مدال‌ها
9
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • #8
هیچ اشکی بغض‌اش را فراموش نکرد که آدمی توانست وطن‌اش را فراموش کند. چونان شدیم که چشم‌ها و اشک‌هامان از ما انسان‌تر شدند.آن‌قدر دور شدیم از خویشتن که ریشه را دلیل درخت ندیدیم. هر آن‌چه بر سر ما آمد از سر یک حماقت محض بود. یادمان رفت که آزادی، هرگز مطلق و محض نیست. رویای‌مان پوچ بود؛ نفهمیدیم و به دنبالش دویدیم.
 
امضا : HOOYAR

HOOYAR

کاربر انجمن
سطح
11
 
تاریخ ثبت‌نام
17/4/24
ارسالی‌ها
290
پسندها
2,882
امتیازها
13,813
مدال‌ها
9
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • #9
راهی آخرین وادی این مقبره هستیم و همگان به چابکی فراموش کرده‌ایم که از آن این مقبره‌ایم. گورها را یک به یک با لباسی به رنگ شب فتح می‌کنیم و بعد از پشت سر گذاشتن آرامستان، به آرامشی کاذب می‌رسیم. همگان دست به دست هم چشم‌های یکدیگر را بسته‌ایم و به توهم سخن از زندگی می‌زنیم. بی‌اذن همه آنچه که در ذهن‌های پوچ‌مان هست را به کردار طبلی توخالی در گوش یکدیگر فریاد می‌زنیم؛ و این‌طور صدای زمزمه‌ی حقیقت که ناله‌وار می‌گوید "قبرستان مالک شماست" را خاک می‌کنیم.
 
امضا : HOOYAR

HOOYAR

کاربر انجمن
سطح
11
 
تاریخ ثبت‌نام
17/4/24
ارسالی‌ها
290
پسندها
2,882
امتیازها
13,813
مدال‌ها
9
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • #10
گوشه‌ای تلخ میان امید و ناامیدی، در پستوی ویرانه‌ای شکوهمند، کنار گلدان خالی ترک خورده، نه می‌توانم بنشینم و نه بایستم. معلق میان توهم و آرزو، میان خاکستر وجودم. همه آنچه که دارم نزدیک من و دور از من است. دنیا پیش چشمانم بس شگرف و کوچک است. ابهت وجودم درون خودم فروریخته و اشرف مخلوقاتی در این نزدیکی و دوردست‌ها نمی‌بینم. شاید هم هنوز خواب هستم.
 
امضا : HOOYAR
عقب
بالا