- تاریخ ثبتنام
- 31/5/25
- ارسالیها
- 42
- پسندها
- 75
- امتیازها
- 103
- سن
- 19
- نویسنده موضوع
- #31
ادی دست کاترین را محظ احتیاط گرفته بود. کاترین نمیدانست چرا، ولی برای لحظهای دلش خواست ماه نقرهای جای ادی دستهایش را میگرفت. برای لحظهای شک کرد نکند ادی همان آدرین باشد.
- اسم کاملت چیه؟
ادی با تعجب به کاترین نگاه کرد و گفت:
- ادوارد، چطور؟
کاترین گویی انگار هیجانش فروکش کرده باشد، سرش را به آرامی تکان داد.
- هیچی، فکر کردم آشنایی. اینجارو چطوری بلدی؟
ادوارد به کاترین نگاه کرد. میدانست که باید کنجکاوی او را رفع کند. پس از مدتی سکوت گفت:
- خب یه زمانی اینجا خونمون بود. میدونی، قبل از اینکه آتیشش بزنن و بشه شهر سوخته. اینجا فقط تالار آینه نبود، طبقهی بالاترش برامون حکم مدرسه داشت و خب طبیعیه که اینجارو بلد باشم.
کاترین در سکوت به حرفهای ادوارد گوش میداد. این پسر زمین تا...
- اسم کاملت چیه؟
ادی با تعجب به کاترین نگاه کرد و گفت:
- ادوارد، چطور؟
کاترین گویی انگار هیجانش فروکش کرده باشد، سرش را به آرامی تکان داد.
- هیچی، فکر کردم آشنایی. اینجارو چطوری بلدی؟
ادوارد به کاترین نگاه کرد. میدانست که باید کنجکاوی او را رفع کند. پس از مدتی سکوت گفت:
- خب یه زمانی اینجا خونمون بود. میدونی، قبل از اینکه آتیشش بزنن و بشه شهر سوخته. اینجا فقط تالار آینه نبود، طبقهی بالاترش برامون حکم مدرسه داشت و خب طبیعیه که اینجارو بلد باشم.
کاترین در سکوت به حرفهای ادوارد گوش میداد. این پسر زمین تا...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.