- تاریخ ثبتنام
- 27/1/26
- ارسالیها
- 268
- پسندها
- 1,624
- امتیازها
- 10,013
- مدالها
- 9
- نویسنده موضوع
- #1
نام مجموعه: طیف آبی
نام نویسنده: ترنم واژه ها
ژانر: عاشقانه
مقدمه:
یخبندان و تاریکی همهجا را فرا گرفته بود!
خورشید قصد طلوع نداشت... .
باد سرد تنهایی لابهلایه موهایم میوزید.
با چشمان اشکی در گوشهای نشسته بودم و به تنهایی خود میاندیشیدم؛ ناگهان نور آبی رنگی تابید!
پسرک قد بلندی با چشمان قهوهای نزدیکم آمد!
حال تاریکی رفته بود و همهجا را روشنایی آبی گرفت بود.
قطره اشکی که درحال سقوط از چشمانم بود را پاک کرد... .
لبخندی به رویم زد و گفت:
- من هستم! با تنهایی خداحافظی کن.
دستانم را میان دستهای گرمش گرفت!
یخبندان از گرمای وجودش در حال فروپاشی بود.
تو آمدی و من از آن روز تا به امروز دیگر تنهایی را حس نکردم!
نام نویسنده: ترنم واژه ها
ژانر: عاشقانه
مقدمه:
یخبندان و تاریکی همهجا را فرا گرفته بود!
خورشید قصد طلوع نداشت... .
باد سرد تنهایی لابهلایه موهایم میوزید.
با چشمان اشکی در گوشهای نشسته بودم و به تنهایی خود میاندیشیدم؛ ناگهان نور آبی رنگی تابید!
پسرک قد بلندی با چشمان قهوهای نزدیکم آمد!
حال تاریکی رفته بود و همهجا را روشنایی آبی گرفت بود.
قطره اشکی که درحال سقوط از چشمانم بود را پاک کرد... .
لبخندی به رویم زد و گفت:
- من هستم! با تنهایی خداحافظی کن.
دستانم را میان دستهای گرمش گرفت!
یخبندان از گرمای وجودش در حال فروپاشی بود.
تو آمدی و من از آن روز تا به امروز دیگر تنهایی را حس نکردم!
آخرین ویرایش
