- تاریخ ثبتنام
- 27/1/26
- ارسالیها
- 86
- پسندها
- 8
- امتیازها
- 98
- مدالها
- 1
- نویسنده موضوع
- #21
آرتین رفت و من با تعجب سرمو بردم نزدیک تر و به دختر نگاه کردم
ل..*باش ژل بود اینو مطمئن بودم ولی چقدر بی حیا بود نوچ نوچ!
هین نکنه دوست دخترشه!!!
بدبخت هعی داشت زنگ در و میزد .
پس آرتین کجا رفت؟ زشته دختر مردم انقدر پشت در بمونه
زدم روی صحفه که در باز شد .
از آیفون فاصله گرفتم
که آرتین امد صورتش شسته بود هود مشکی هم پوشیده بود
آرتین _ جواب نده بزار فکر کنه خونه نیستم بره!
اوه مای گاد چرا زودتر نگفتی ، با قیافه ضایعی کنار در وایساده بودم
آرتین وقتی قیافه ضایع ام دید با ترید گفت _ نکنه در و باز کر...
با باز شدن در توسط دختر حرفش نصفه موند. خداروشکر من پشت در بودم و بهم دید نداشت .
دختره پرید بقل آرتین و من با لبخند ضایعه ای به آرتین که با تعجب داشت به دختر نگاه میکرد نگاه کردم ...
ل..*باش ژل بود اینو مطمئن بودم ولی چقدر بی حیا بود نوچ نوچ!
هین نکنه دوست دخترشه!!!
بدبخت هعی داشت زنگ در و میزد .
پس آرتین کجا رفت؟ زشته دختر مردم انقدر پشت در بمونه
زدم روی صحفه که در باز شد .
از آیفون فاصله گرفتم
که آرتین امد صورتش شسته بود هود مشکی هم پوشیده بود
آرتین _ جواب نده بزار فکر کنه خونه نیستم بره!
اوه مای گاد چرا زودتر نگفتی ، با قیافه ضایعی کنار در وایساده بودم
آرتین وقتی قیافه ضایع ام دید با ترید گفت _ نکنه در و باز کر...
با باز شدن در توسط دختر حرفش نصفه موند. خداروشکر من پشت در بودم و بهم دید نداشت .
دختره پرید بقل آرتین و من با لبخند ضایعه ای به آرتین که با تعجب داشت به دختر نگاه میکرد نگاه کردم ...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.