- تاریخ ثبتنام
- 27/1/26
- ارسالیها
- 86
- پسندها
- 8
- امتیازها
- 98
- مدالها
- 1
- نویسنده موضوع
- #41
دریا :
از آب امدم بیرون نگاهی به بچه ها کردم مانیا شاسگول تا نقطه ای رفته بود که دیگه اب تا کمرش میرسید من که اصلا حوصله خیس شدن نداشتم
این واقعا خوب حوصله داشت
رفتم طرف صدف ها دونه به دونه میگشتم اونی که خاص و قشنگتر بود رو برمیداشتم
یهو یک صدف که نسبت به صدف های دور برش بزرگ بود چشمم گرفت
حوصله جابه جای نداشتم دستمو دراز کردم
خواستم برش دارم که پای یک نفر روی دستم قرار گرفت
البته فشار نمیداد
اخمام رفت توی هم به بالا که نگاه کردم قیافه نحس آرتین رو دیدم
که اونم خیلی بد داشت نگاه میکرد
محکم و با اندکی حرص گفتم _ کوری جوجه تیغی پاتو بردار!
فکر کردم الان پاشو برمیداره اما این طور نبود با پاش شروع کرد به فشار دادن روی دست کتلت شده بدبخت من
با جیغ پر دردی گفتم _...
از آب امدم بیرون نگاهی به بچه ها کردم مانیا شاسگول تا نقطه ای رفته بود که دیگه اب تا کمرش میرسید من که اصلا حوصله خیس شدن نداشتم
این واقعا خوب حوصله داشت
رفتم طرف صدف ها دونه به دونه میگشتم اونی که خاص و قشنگتر بود رو برمیداشتم
یهو یک صدف که نسبت به صدف های دور برش بزرگ بود چشمم گرفت
حوصله جابه جای نداشتم دستمو دراز کردم
خواستم برش دارم که پای یک نفر روی دستم قرار گرفت
البته فشار نمیداد
اخمام رفت توی هم به بالا که نگاه کردم قیافه نحس آرتین رو دیدم
که اونم خیلی بد داشت نگاه میکرد
محکم و با اندکی حرص گفتم _ کوری جوجه تیغی پاتو بردار!
فکر کردم الان پاشو برمیداره اما این طور نبود با پاش شروع کرد به فشار دادن روی دست کتلت شده بدبخت من
با جیغ پر دردی گفتم _...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.