شعر مجموعه اشعار پشت پلک اندوه | سایه خیز کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع سایه خیز
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 3
  • بازدیدها بازدیدها 30
  • کاربران تگ شده هیچ

سایه خیز

کاربر سایت
سطح
25
 
تاریخ ثبت‌نام
6/10/20
ارسالی‌ها
1,007
پسندها
17,840
امتیازها
41,073
مدال‌ها
25
سن
20
  • نویسنده موضوع
  • #1
به نام ایزد منان


نام مجموعه: اشعار پشت پلک اندوه
شاعر: سایه خیز
قالب: روایی و نو

مقدمه:
این مجموعه،
صدای بلندِ یک فریاد نیست…،
آه‌های آرامی‌ست
که روی کاغذ افتاده‌اند.
اینجا
دل‌ها شعر نشده‌اند…،
شعرها، دل شده‌اند.​
 
آخرین ویرایش توسط مدیر
امضا : سایه خیز

Eccedentesiast

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,503
پسندها
49,068
امتیازها
96,873
مدال‌ها
59
  • مدیرکل
  • #2
•| بسم رب العشق |•
1000081947.webp

ضمن عرض سلام و خوش آمد خدمت شما شاعر محترم؛ لطفاً قبل از شروع تایپ مجموعه اشعار خود، قوانین بخش را مطالعه کنید.
"قوانین بخش اشعار کاربران"
***
پس از ارسال بیست پست در دفتر شعرتان، می‌توانید درخواست نقد بدهید و از دیدگاه دیگر کاربران درباره اشعارتان، آگاه شوید.

"تاپیك درخواست نقد و بررسی اشعار"
***
پس از گذشت بیست پست از دفتر شعرتان، می‌توانید درخواست تگ دهید و از کیفیت اشعار...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Eccedentesiast

سایه خیز

کاربر سایت
سطح
25
 
تاریخ ثبت‌نام
6/10/20
ارسالی‌ها
1,007
پسندها
17,840
امتیازها
41,073
مدال‌ها
25
سن
20
  • نویسنده موضوع
  • #3
پدر:

ای پدر، با رفتنت، قامتِ من خم شده
در دلِ این زندگی، آتش به جانم دم شده

عاشقِ تنها شدم در این جهانِ پر ز درد
بی تو این دنیا، برایم کوهِ اندوه و نبرد

کاش می‌ماندی همیشه، سایه‌ات بر سر مرا
مثل کوهی استوار، تکیه‌گاهِ باور مرا

یک طرف اشک است و یک سو کاسه‌ای از خونِ دل
بی تو ماندم بی‌پناه و خسته از این راهِ دل

با تو آرامش نشسته بود در آغوشِ من
بی تو اما مانده‌ام در حسرتِ آغوش، من

یادِ روزهای خوش، در سینه‌ام آتش زده
هر نفس، داغِ نبودت بر دلم آتش زده

کاش باز آیی ببینم خنده‌ات را در جهان
تا رها گردد دلم از این همه رنجِ نهان

بی تو من بی‌خانه‌ام، بی‌سایه و بی‌پشتوان
بی تو این دل مانده در طوفانِ بی‌پایانِ جان

در نوازش‌های تو آرامشی در جان بود
بعدِ تو این قلبِ خسته بی‌قرار و بی‌نشان،...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : سایه خیز

سایه خیز

کاربر سایت
سطح
25
 
تاریخ ثبت‌نام
6/10/20
ارسالی‌ها
1,007
پسندها
17,840
امتیازها
41,073
مدال‌ها
25
سن
20
  • نویسنده موضوع
  • #4
ایرانِ من

آسمانِ میهنم دیگر ندارد رنگِ آب
گم شده در کوچه‌هایش خنده‌های آفتاب

پس کجایند آن پرستوهایِ شادِ نغمه‌خوان؟
چون شده هر گوشه‌ای لبریزِ اندوهِ نهان

از چه رو از هر کران، رودی ز اشک و خون روان؟
این همه آتش چرا افتاده بر جانِ جهان؟

ماه‌ها بر چهرهٔ این خاک، اندوهی نشسته است
هر طرف را بنگری، داغی به قلبی بسته است

از جنوبش گویمت یا از دلِ مردم بگو؟
هر دو زخمی گشته‌اند از روزگارِ های‌وهو

آن خلیجِ پرخروش و آشنایِ روزگار
مانده در اندوهِ موج و قصه‌هایِ بی‌قرار

آسمانِ میهنم آکنده از دود و غبار
خنده‌ها گم گشته در غوغایِ هر انفجار

هر طرف را بنگری، چشمی پر از اشک و غم است
در میانِ کوچه‌ها، دل خسته و بی‌مرهم است

مردمانِ خونگرمِ جنوبِ سرفراز
ایستاده چون کوه، با دلی پر از نیاز

لیک جنگِ...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : سایه خیز
عقب
بالا