• تذکر:

    نویسندگان عزیز از نوشتن رمان‌هایی با محتوای غیر اخلاقی خودداری کنید. در صورت مشاهده چنین موضوعی صحنه رمان شما بدون تذکر توسط ناظرین حذف خواهد شد.

    مواردی که شامل موضوعات غیراخلاقی می‌شود عبارت‌است از:

    1. پرداختن به زندگی افرادی با گرایش های خاص مانند (هم‌جنس‌گرایی، ....)

    2. بیان صریح عقاید سیاسی در رمان‌ها و زیر سوال بردن چارچوب‌های جامعه اسلامی

    3. بیان توصیف صریح جنسی و به کار بردن کلمات ناشایست.

    و...

    قبل از ایجاد رمانتان موارد زیر را در نظر داشته باشید:

    1. اسم رمان خود را طوری انتخاب کنید که داری مصادیق مجرمانه و خلاف عرف جامعه نباشد.

    2. از به کار بردن کلمات جنسی و مواردی که با شئونات اسلامی مغایرت دارد، به جد خودداری کنید.

    3- برای تایپ رمان می توانید طبق تاپیک آموزشی زیر رمان خود را ارسال کنید:

    کلیک کنید

    4. با مطالعه رمان‌های نویسندگان انجمن به آن‌ها امید نوشتن خواهید داد.

    کلیک کنید

در حال تایپ رمان سایه‌ای در آغوش خورشید | سایه خیز کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع سایه خیز
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 10
  • بازدیدها بازدیدها 110
  • کاربران تگ شده هیچ

سایه خیز

کاربر فعال
سطح
25
 
تاریخ ثبت‌نام
6/10/20
ارسالی‌ها
981
پسندها
17,755
امتیازها
41,073
مدال‌ها
25
سن
20
  • نویسنده موضوع
  • #11
سبحان لبخندی می‌زند و در دلش آرامش جا می‌گیرد، پس دخترک بالاخره قبول کرده بود. با لبخندی می‌گوید:
- قبول کردی با من بیای؟
تصمیمش را گرفته بود، با عموی عجیبش می‌رفت تا حقیقت را درباره زندگی‌اش کشف کند! اصلا شاید پشت مرگ پدر و مادرش هم همین حقیقت باشد:
- آره دیگه! دوست دارم از این به بعد پیش تو زندگی کنم، البته اگه تو هم آخرش نخوای منو بیرون کنی.
سبحان اخم هایش درهم می‌رود و دستانش مشت می‌شود، از لای دندان می‌غرد:
- چرت و پرت نگو بچه یعنی چی نخوام بیرون کنم؟ از دار دنیا فقط تو برام موندی.
سپس چشمانش لبالب پر می‌شود و در دل اعتراف می‌کند که فقط او برایش باقی نمانده بلکه از قعر جهنم بردیایی هنوز چشم انتظارشان است. پریا به چشمان اشکی عمویش خیره می‌شود، اگر یک حرف راست گفته باشد همین قسمت...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر
امضا : سایه خیز

کاربران در حال مشاهده موضوع (تعداد: 0, کاربر: 0, مهمان: 0)

عقب
بالا