*خنده دار ترین ترستون*

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Yalda.G
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 76
  • بازدیدها بازدیدها 4,605
  • کاربران تگ شده هیچ

Yalda.G

مدیر بازنشسته
سطح
29
 
تاریخ ثبت‌نام
11/7/18
ارسالی‌ها
2,063
پسندها
23,531
امتیازها
53,373
مدال‌ها
22
سن
24
  • نویسنده موضوع
  • #1
سلام به بچه های انجمن;)
خوبید خوشید؟
خوب از اسم تایپک معلومه خنده دار ترین ترستونو بازگو کنید مام بخندیم
#شاد باشید:D​
 
امضا : Yalda.G

Bible.Hb

مدیر بازنشسته
سطح
20
 
تاریخ ثبت‌نام
19/10/18
ارسالی‌ها
961
پسندها
13,012
امتیازها
34,373
مدال‌ها
16
  • #2
سوسک .معلم عربیمون :/
 

mehrabi83

کاربر فعال
سطح
44
 
تاریخ ثبت‌نام
27/11/17
ارسالی‌ها
1,882
پسندها
67,015
امتیازها
80,673
مدال‌ها
28
  • #3
وقتی بچه بودم فکرمیکردم اگر کار خیلی بدی کنم یه پیرزن شب تو خواب میاد روحمو میبره وقتی بمیرم روحم نمیره پیش خدا برا همین تا گردن میرفتم زیر پتو:/
 
امضا : mehrabi83

!sara

رو به پیشرفت
سطح
12
 
تاریخ ثبت‌نام
15/8/18
ارسالی‌ها
131
پسندها
5,102
امتیازها
21,133
مدال‌ها
10
  • #4
ترس ممکنه برای دیگران خنده دار باشه ولی هیچ وقت برای خود آدم خنده دار نیست
 

Vαмpιre

کاربر انجمن
سطح
4
 
تاریخ ثبت‌نام
27/5/18
ارسالی‌ها
403
پسندها
6,286
امتیازها
22,273
مدال‌ها
3
  • محروم
  • #5
سلام به بچه های انجمن;)
خوبید خوشید؟
خوب از اسم تایپک معلومه خنده دار ترین ترستونو بازگو کنید مام بخندیم
#شاد باشید:D​
من عادت دارم هرشب یه ساعت برم دو تو یه شهرک صنعتی که روی یه مرتع سرسبز ساخته شده.. طبق عادت هرشب هفته قبل رفتم دو تو اون شهرک،(تو اون شهرک بجز اولش ک نگهبانی داره شبا هیچ ادمی تو اون شهرک نیس ولی پر از سگه یعنی هر 10متر حداقل 2تا سگ می بینی ک گوشه خیابون نشسته )خب این سگا هیچ وقت دنبال نمیکردن منو تا این ک اون شب داشتم می دویدم اروم اروم ک دیدم یه سگ مشکی ک خداییش خیلی سگ بود...:laughting:یعنی خیلیی بزرگتر از سگای دیگه بود یه پارس کرد من توجه نکردم( دیدم یه ماشین حدودا 100متر جلو تر ازمنه یه پسره...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Vαмpιre

Yalda.G

مدیر بازنشسته
سطح
29
 
تاریخ ثبت‌نام
11/7/18
ارسالی‌ها
2,063
پسندها
23,531
امتیازها
53,373
مدال‌ها
22
سن
24
  • نویسنده موضوع
  • #6
دیوونه ای به مولا:roflym::roflym::roflym:
من عادت دارم هرشب یه ساعت برم دو تو یه شهرک صنعتی که روی یه مرتع سرسبز ساخته شده.. طبق عادت هرشب هفته قبل رفتم دو تو اون شهرک،(تو اون شهرک بجز اولش ک نگهبانی داره شبا هیچ ادمی تو اون شهرک نیس ولی پر از سگه یعنی هر 10متر حداقل 2تا سگ می بینی ک گوشه خیابون نشسته )خب این سگا هیچ وقت دنبال نمیکردن منو تا این ک اون شب داشتم می دویدم اروم اروم ک دیدم یه سگ مشکی ک خداییش خیلی سگ بود...:laughting:یعنی خیلیی بزرگتر از سگای دیگه بود یه پارس کرد من توجه نکردم( دیدم یه ماشین حدودا 100متر جلو تر ازمنه یه پسره داشت به زنش رانندگی یاد میداد فک کنم زنه رو دنده دو بود ماشینش )دوباره سگه یه پارس کرد من یکم ته دلم...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Yalda.G

Adrian

رو به پیشرفت
سطح
12
 
تاریخ ثبت‌نام
13/8/18
ارسالی‌ها
224
پسندها
2,510
امتیازها
14,063
مدال‌ها
10
  • #7
من از بادکنک می ترسم
 
امضا : Adrian

Nadiiia

کاربر انجمن
سطح
11
 
تاریخ ثبت‌نام
24/8/18
ارسالی‌ها
266
پسندها
4,049
امتیازها
16,633
مدال‌ها
8
  • #8
از همه چیز و همه کس که نا آشنا باشند میترسم :/
مثلاً اگه یه وسیله جدید اختراع شده باشه از ترس طرفش نمیرم:/ آدم جدید هم همینطور :/
خل هم خودتی
 
امضا : Nadiiia

F.ol

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
6/9/18
ارسالی‌ها
24
پسندها
146
امتیازها
523
  • #9
خنده دار ترین ترسم،ترس از کفتره
 

Yalda.G

مدیر بازنشسته
سطح
29
 
تاریخ ثبت‌نام
11/7/18
ارسالی‌ها
2,063
پسندها
23,531
امتیازها
53,373
مدال‌ها
22
سن
24
  • نویسنده موضوع
  • #10
خخخخ روز اول چجوری میخوای باشویت برخوردکنی؟
از همه چیز و همه کس که نا آشنا باشند میترسم :/
مثلاً اگه یه وسیله جدید اختراع شده باشه از ترس طرفش نمیرم:/ آدم جدید هم همینطور :/
خل هم خودتی
 
امضا : Yalda.G
عقب
بالا