یک روز داخل مدرسه اومدم یکی از دوستام و بغل کنم یعنی از راه دور بدوییم و هم و بغل کنیم خواستم جاخالی برم که قشنگ نقش بر زمین شدم بعدشم دقیقا جلوی دوربین مدرسه
حالا نمیدونم والا خاموش بود یا روشن
یه روز داداشم که پارکور کار میکنه می خواست خیلی کلاس بذاره
که من کلی تمریم کردم الان پشت می زنم رفتم کنار میز وایساد که پشت بزنه وقتی زد
نتونست تعادلش رو حفظ منه با مخ رفت توی میز
سرش شکست داشت خون میومد ما هم اینقدر خندیده بودیم که حال نداشتیم زنگ بزنیم اورژانس
خداروشکر مامانم همون موقع رسید زنگ زد اوژانس