- تاریخ ثبتنام
- 21/10/18
- ارسالیها
- 707
- پسندها
- 14,574
- امتیازها
- 33,373
- مدالها
- 18

خودم یادش میوفتم خندم میگیرهبا دوستم رفتیم تلوزیون رو برداشتیم جابه جا کنیم، بد گذاشتیم یهو افتاد شکست، ال سی دی هم بودش:\سلام صد درود به بینندگان
اممم...نه کاربران انجمن یک رمان
ماشاالله اسم نیست خودش یک جمله اس
*خب چالش اینه وقتی بچه بودی چه دسته گلی به آب دادی؟
من خودم زدم تمام تمام استکان نلبکی ها رو شکوندم![]()
مامانم یه ظرفی داشت انقد دوستش داشت منم رفتم یه عالمه زعفرون و نون خشک و اب تو این ظرفه قاطی کردم خدا رحمم کرد مامانبزرگم خونه ما بود وقتی فهمید وگرنه الان تو دارالرحمه بودمسلام صد درود به بینندگان
اممم...نه کاربران انجمن یک رمان
ماشاالله اسم نیست خودش یک جمله اس
*خب چالش اینه وقتی بچه بودی چه دسته گلی به آب دادی؟
من خودم زدم تمام تمام استکان نلبکی ها رو شکوندم![]()


