مهم ~ پیدا کردن رمان‌های بی‌نام ~

یاسمنان

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
10/3/26
ارسالی‌ها
6
پسندها
4
امتیازها
3
  • #2,671
دنبال رمانی ام که دختره از دوست پسرش خامله میشه خانوده اش میفهمن انقد کتکش میزنن که بچه اش سقط میشه و بعد از اون طردش میکنن و مجبور میشه با دوست پسرش ازدواج کنه و دوست پسرش هم شروع میکنه به کتک زدنش و اذیت کردنش و دختره میره توی یک کارخونه ای کار کنه که پسر صاحب کارخونه ازش متنفره و بعد این دوتا کم‌کم عاشق هم میشن
آبرویم را پس بده
بعدم پسره عاشق دختره میشه
 

یاسمنان

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
10/3/26
ارسالی‌ها
6
پسندها
4
امتیازها
3
  • #2,672
سلام رمان درباره دختری بود که خانوادشو فکر کنم تو زلزله از دست داده بود بعدش تو تهران معلم زبان بود همسایه روبه روییش هم پسر بود که صاحب اون مجتمع بود یه چیزی دیگه که یادمه این بود که دختر بعدا با دوست این پسره ازدواج هم کرد
رمان ساختمان دو واحده... رمانشو دارم اگه پیدا نکردی بهم پیام بده
 

Mobina.Yahyazade

پرسنل مدیریت
مدیر تالار کتاب
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
14/5/20
ارسالی‌ها
919
پسندها
4,999
امتیازها
22,973
مدال‌ها
15
سن
22
  • مدیر
  • #2,673
سلام عزیزان یه رمان میخوندم مال چندسال پیش اسم رمان رو یادم نیست .
شخصیت اصلی داستان دختره روژان و پسره ماکان بود.
دختره یه خواهر ناتنی بزرگتر داشت که بعداینکه خانوادش فوت خواستن وصیت باز کنن میفهمه که ناتنی و پدر مادر اصلیش توی روستان.
بعد تصمیم مبگیره اونارو ببینه و بعدش میره روستا از قضا پسرعموی ارباب روستا که همون ماکان هست ازش خوشش میاد و اونم ماکان به پدر رز حکم میکنه که دختر رو بتید به پسر عموم بدی و بعد اینکه رزان میفهمه باعجله میاد رویتا و عروسی رو بهم میزنه و لعد از اونجا با ماکان باهم دعوا بحث داشتن .
بعدا ماکان عاشقش میشه اما دختره حسی نداره
باهم بزن بزن زیاد داشتن چندبار شلاق میخوزه..... یه برادردم ماهان داشته اسمش ماهان...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Mobina.Yahyazade

M A H D I S

پرسنل مدیریت
مدیر تالار کتاب
سطح
24
 
تاریخ ثبت‌نام
2/7/22
ارسالی‌ها
782
پسندها
11,850
امتیازها
28,473
مدال‌ها
39
سن
25
  • مدیر
  • #2,674
سلام وقت بخیرمن یه رمانی خونده بودم پسره ادم معروفی بود زن اولش میمیره ازش یه دختر میمونه بعد پسره با یه دختر دیگه که تصادف میکنه بعد فراموشی میگیره پرستار بچش میشه فک کنم اسم دختره آتریسا بود اسمشو اگه میدونید بگید
یک بغل تنهایی رو چک کنید.
 
امضا : M A H D I S
  • sparkle
واکنش‌ها[ی پسندها] mersede

Mahdiyeh**

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
27/3/26
ارسالی‌ها
6
پسندها
6
امتیازها
3
  • #2,675
سلام یک رمان بود که زیاد یادم نمیاد دختره توی هتل کار می کنه بعد با پسره رابطه برقرار می کنه بعد از رابطه پسره ولش می کنه و فقط یک صحنه از رمان یادمه که با ماشین جلوی دختره رو با دوستاش میگیره اسمش چیه ؟
فکر کنم ظرفیت تکمیل باشه
 

sarajooonnnnn

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
6/6/24
ارسالی‌ها
5
پسندها
3
امتیازها
3
  • #2,676
سلام وقتتون بخیر
بچه ها من دنبال یه رمان می گردم که دختر رفت تو شرکت پسری به اسم نیما برای انجام پروژه کار کنه دختره کارش خیلی خوب بود اما عصبی بود با همه دعوا می کرد تا اینکه یکی از همکار هاش دستش می اندازه و این خیلی عصبانی میشه و حمله بهش دست میده نیما یه نامزد داره که می فهن سرطان داره و نامزدش می گه منو ول کن و زندگی کن اما دختره با دوست نیما نمی زاره و خاصه نیما و نامزدش بهم می رسن و دختره هم بخاطر دعوا خای زیادش می ره شرکت دوست نیما که به شدت بهش مشکوکه و فکر می کنه می خواد سر نیما کلاه بزاره کم کم بهم اعتماد می کنن پسره می فهمه نامزد قبلی دختر با چندتا از دوستاش اذیتش کردن
 

faezeh_ka_

رو به پیشرفت
سطح
12
 
تاریخ ثبت‌نام
31/3/17
ارسالی‌ها
238
پسندها
2,768
امتیازها
13,753
مدال‌ها
11
سن
27
  • #2,677
بچه ها یه رمان بود که دختره فک کنم اسمش ساتیا بود با خواهر زندگی میکرد خواهرش تپل بود ساتیا خورده دزدی میکرد یکبار با پسر همسایشون میرن دزدی بعد متوجه میشه پلیسه و مجبور میشه باش همکاری کنه لطفاااا بگید اسمشو
اسمش : همکارم میشی
 
امضا : faezeh_ka_

destiny85206

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
20/4/26
ارسالی‌ها
1
پسندها
1
امتیازها
0
  • #2,678
سلام من دنبال یه رمان هستم که اسمش رو یادم نمیاد چیزی که از خوده رمان یادمه یه دختره بود که قبلاً وزنش خیلی زیاد بود و داخل به رابطه بود بعد از جدا شدنش دختره وزن کم می‌کنه و دقیق یادم نیست پسر یکی از فامیل هاشون با دوست خانوادگیشون به همراه خانواده بر میگردند و این دوتا به هم نزدیک میشن البته قبلاً هم بازی بچگی بودن پسره از بچگی این دختره رو دوست داشت
 
آخرین ویرایش

تیتی

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
21/4/26
ارسالی‌ها
1
پسندها
0
امتیازها
0
  • #2,679
سلام یه رمان تخیلی بود که دختره صبح از خواب بیدار میشه و میبینه همه مردم دنیا مردن و فقط خودش مونده و باید اجسادو بسوزونه بعد یه بچه پیدا میکنه و بعدش یه مرد پیداش میکنه و باهم زندگی میکنن و... لطفا اگه کسی میدونه اسمش چیه بهم بگه
 
عقب
بالا