چکیده نگار چکیده‌نگار رمان تار بی‌صوت | فاطمه فاطمی نویسنده انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع FATEME078❁
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 7
  • بازدیدها بازدیدها 615
  • کاربران تگ شده هیچ
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

FATEME078❁

نویسنده افتخاری
سطح
46
 
تاریخ ثبت‌نام
30/3/17
ارسالی‌ها
2,810
پسندها
67,169
امتیازها
67,073
مدال‌ها
51
سن
27
  • نویسنده موضوع
  • #1
عنوان: تار بی‌صوت
نویسنده فاطمه فاطمی
ژانر: #تراژدی ، #ترسناک


خلاصه: چکاوک ابراهیم‌آبادی در آغاز اولین فصل شانزده سالگی با رویاهایش هم‌گام شده و راهی سفری می‌شود تا با زندگی یکنواخت روستایی‌اش خداحافظی کرده و در وادی شهرت، استعدادهایش در آواز خواندن را نشان همگان دهد اما سرنوشت بر وفق مراد او نمی‌چرخد و او را وارد بازی‌ دهشتناکی می‌کند که هیچ انتظارش را ندارد.


 
امضا : FATEME078❁

FATEME078❁

نویسنده افتخاری
سطح
46
 
تاریخ ثبت‌نام
30/3/17
ارسالی‌ها
2,810
پسندها
67,169
امتیازها
67,073
مدال‌ها
51
سن
27
  • نویسنده موضوع
  • #2
هنگامه نخستین وقتی فرا می‌رسد که یا شخص، عزیزی را به دست خاک می‎‌سپارد و یا آن لحظه که تمام دارایی‌هایش، از روح و رویا گرفته تا جسم و مال را به تقدیر شومش باخته‌ است و یا در موسم از یاد رفتگی، آخرین نفری که او را در ذهنش نگه داشته، فراموشش کند. آدمیزاد، پیش از به خاک رفتن بارها از خاطرها می‌رود.
 
امضا : FATEME078❁

FATEME078❁

نویسنده افتخاری
سطح
46
 
تاریخ ثبت‌نام
30/3/17
ارسالی‌ها
2,810
پسندها
67,169
امتیازها
67,073
مدال‌ها
51
سن
27
  • نویسنده موضوع
  • #3
عشق را باید فروخت به بقالِ محل؛ آن‌ هم اگر به‌جایش مواد غذایی بدهد! این را زمانی با خودش گفت که شکمش پر از خالی بود!
 
امضا : FATEME078❁

FATEME078❁

نویسنده افتخاری
سطح
46
 
تاریخ ثبت‌نام
30/3/17
ارسالی‌ها
2,810
پسندها
67,169
امتیازها
67,073
مدال‌ها
51
سن
27
  • نویسنده موضوع
  • #4
دنیا خالی بود، و فقدان انسانیت بر ذهنیت آدم‌ها تاثیر گذاشته و هر کدامشان را به کُفاری با ظاهر مهربان و متدیّن مبدل ساخته بود! خدای شهر، به دیاری دیگر کوچ کرده بود که این‌گونه مردمانش درنده‌خو شده بودند! آفتاب هم بار و بندیل خود بسته و از درب زندگانی بیرون جسته بود.
و گویی دائماً جنگ به نفعِ آدم‌های بد به پایان می‌رسد و خوشبختی سرانجام هیچ خوبی‌ای نیست.
 
امضا : FATEME078❁

FATEME078❁

نویسنده افتخاری
سطح
46
 
تاریخ ثبت‌نام
30/3/17
ارسالی‌ها
2,810
پسندها
67,169
امتیازها
67,073
مدال‌ها
51
سن
27
  • نویسنده موضوع
  • #5
آتیه خسته بود، خسته‌تر از آن‌که از بی‌گناهی‌اش دفاع کند! سرش را حتی تکان هم نداد. کهرباهایش در سخت‌ترین شرایط به سر می‌بردند. در دادگاهی اسیرش کرده بودند که محکوم حقیقی‌‌اش یکی از قُضاتش بود!
 
امضا : FATEME078❁

FATEME078❁

نویسنده افتخاری
سطح
46
 
تاریخ ثبت‌نام
30/3/17
ارسالی‌ها
2,810
پسندها
67,169
امتیازها
67,073
مدال‌ها
51
سن
27
  • نویسنده موضوع
  • #6
یک‌جایی در زندگانی هست که حتی به دشمنت هم امید داری اما به آشنا، نه!
 
امضا : FATEME078❁

FATEME078❁

نویسنده افتخاری
سطح
46
 
تاریخ ثبت‌نام
30/3/17
ارسالی‌ها
2,810
پسندها
67,169
امتیازها
67,073
مدال‌ها
51
سن
27
  • نویسنده موضوع
  • #7
مینو از فاصله‌ای دور صدای بم مراد را شنید اما هیچ نگفت! در واقع مشکل از سکوت زنان بود، نه خشم مردان! در آن‌ سال‌ها زن خود را موجودی ناقص می‌دید که باید کنار مردش کامل شود. و مینو نمی‌خواست ناقص باشد!
 
امضا : FATEME078❁

M A H D I S

هنرمند انجمن
سطح
24
 
تاریخ ثبت‌نام
2/7/22
ارسالی‌ها
860
پسندها
13,049
امتیازها
31,973
مدال‌ها
39
سن
25
  • #8
تاپیک چکیده نگار رمان
(تار بی صوت)
به دلیل تمام شدن رمان، بسته شد.
نویسنده‌عزیز ممنون از اینکه رمان‌تان را در انجمن یک رمان به اشتراک گذاشتید.
 
امضا : M A H D I S
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
عقب
بالا