- ارسالیها
- 29
- پسندها
- 34
- امتیازها
- 40
رمان "سنگ قلب مغرور"سلام دنبال یه رمان می گردم که رئیس دختر یه پسر مغروره که با کسی زیاد نمی جوشه خانوادش رو هم از دست داده و یه گردنبند از مادرش براش یادگار مونده و خیلی براش عزیزه دختره تو شرکتش کار میکنه ویه قسمتیش دختر چون نیاز یه چول داشته برای جراحی قلب مادر دوستش به مسره رو میندازه که بهش میگه باید یک شب باهام بخوابی بعد تو ماشین پسره زنگ دوستش میزنه میگه گوشی و بده به پدرت ،وبابای دوستش براشون صیغه میخونه
لطفا اگر اسمش رو میدونید بهم بگید خیلی دنبالش گشتم