شعر مجموعه اشعار پوپک | رامونا کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع رامونا
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 9
  • بازدیدها بازدیدها 547
  • کاربران تگ شده هیچ

رامونا

گوینده انجمن
سطح
7
 
تاریخ ثبت‌نام
9/9/22
ارسالی‌ها
96
پسندها
669
امتیازها
3,713
مدال‌ها
7
  • نویسنده موضوع
  • #1
_به‌نام نگاه پروانه‌ها_
نام اشعار: پوپک
نویسنده: رامونا
***
خلاصه:
هوهوهوهو
بادی در میان جنگل سرخ
خوابی در میان هیاهوی
جنگ آقای خرگوش
پیچ و پیچ و پیچ
گلی به دور درختی
آن درخت است؟
نه نیست آن
آرزو های پوچ شده است!...
حال... پوپک آن یار چشم تیله‌ای
به نجاتمان خواهد شتافت؟!...
 
آخرین ویرایش
امضا : رامونا

.MAHSHID.

مدیر بازنشسته
سطح
30
 
تاریخ ثبت‌نام
9/7/20
ارسالی‌ها
1,417
پسندها
27,959
امتیازها
47,073
مدال‌ها
27
  • #2
•| بسم رب العشق |•
1000008755.jpg
ضمن عرض سلام و خوش آمد خدمت شما شاعر محترم؛ لطفاً قبل از شروع تایپ مجموعه اشعار خود، قوانین بخش را مطالعه کنید.
"قوانین بخش اشعار کاربران"
***
پس از ارسال بیست پست در دفتر شعرتان، می‌توانید درخواست نقد بدهید و از دیدگاه دیگر کاربران درباره اشعارتان، آگاه شوید.

"تاپیك درخواست نقد و بررسی اشعار"
***
پس از گذشت بیست پست از دفتر شعرتان، می‌توانید درخواست تگ دهید و از کیفیت اشعار خود آگاه...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر

رامونا

گوینده انجمن
سطح
7
 
تاریخ ثبت‌نام
9/9/22
ارسالی‌ها
96
پسندها
669
امتیازها
3,713
مدال‌ها
7
  • نویسنده موضوع
  • #3
چنگ می‌زند
گلویم را می‌فشارد
غمی سو سو می‌زند
بادی هو هو می‌کند
جنگ است
جنگی از آن چشمان قرمز
از آن گوش دراز...
 
امضا : رامونا

رامونا

گوینده انجمن
سطح
7
 
تاریخ ثبت‌نام
9/9/22
ارسالی‌ها
96
پسندها
669
امتیازها
3,713
مدال‌ها
7
  • نویسنده موضوع
  • #4
جنگل از سوکوتش
ترسان می‌کند...
جنگی است
آتشش کور می‌کند
سوی امیدمان را...
دو دندان
سوراخ می‌کند
خانمان را!...
دو چشمان تیله‌ای نجاتمان خواهد داد
از آن سرخی چشمان گوش‌دراز

 
امضا : رامونا

رامونا

گوینده انجمن
سطح
7
 
تاریخ ثبت‌نام
9/9/22
ارسالی‌ها
96
پسندها
669
امتیازها
3,713
مدال‌ها
7
  • نویسنده موضوع
  • #5
می‌ترساند... آنچنان دلم را
که هوهوی بادُ
خش خش برگُ
چیک چیک باران
آنچنان نبوده است
سوالت شده کِ؟...
چه گویم... آخر که مجهولی ندارد
دندانی چو تبر
نشسته برجانمان!...
 
امضا : رامونا

رامونا

گوینده انجمن
سطح
7
 
تاریخ ثبت‌نام
9/9/22
ارسالی‌ها
96
پسندها
669
امتیازها
3,713
مدال‌ها
7
  • نویسنده موضوع
  • #6
...صدایی می‌آید
صدای پایی که به زمین
می‌کوبد
فراخوانی است
از آن گوش‌دراز
می‌گویند کسی چو ببیند چشمانش را
آنچنان که سرخی را بیند
که مرگ آرزوی او
و زندگی جهنمش!
 
امضا : رامونا

رامونا

گوینده انجمن
سطح
7
 
تاریخ ثبت‌نام
9/9/22
ارسالی‌ها
96
پسندها
669
امتیازها
3,713
مدال‌ها
7
  • نویسنده موضوع
  • #7

حال چه کنیم؟...
فرار راه چاره خوبی نیست!
باران جنگل را
مانند مادری به آغوش می‌کشد...
من می‌بینم آن چشمان را
من می‌بینمشان!
چو یاقوتی درخشان
...
 
امضا : رامونا

رامونا

گوینده انجمن
سطح
7
 
تاریخ ثبت‌نام
9/9/22
ارسالی‌ها
96
پسندها
669
امتیازها
3,713
مدال‌ها
7
  • نویسنده موضوع
  • #8
صدایی می‌آید...
صدای پا!
رد پایی به جای می‌گذارد
این اثر از کیست؟
چشمانش نوید شادی بخشی است!
دلمان را لبریز از محبت
لب‌هایمان را به شادی می‌گشاید
اگه بگذارد... .
 
امضا : رامونا

رامونا

گوینده انجمن
سطح
7
 
تاریخ ثبت‌نام
9/9/22
ارسالی‌ها
96
پسندها
669
امتیازها
3,713
مدال‌ها
7
  • نویسنده موضوع
  • #9

یادت هست که گفتمت...
اگر بگذارد!
او... او آمد
چنان قیامتی به پا ساخت...
که آسمان به سرخی چشمانش رساند!
از ما بس است
این مشقت بر ما بس است
دگر توانی برای مقابله با اون
در توان ما نمانده!...
 
امضا : رامونا
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] Daniel

رامونا

گوینده انجمن
سطح
7
 
تاریخ ثبت‌نام
9/9/22
ارسالی‌ها
96
پسندها
669
امتیازها
3,713
مدال‌ها
7
  • نویسنده موضوع
  • #10

خانه‌هایمان آواره های کرکس‌ها شده است
گوش‌دراز حملات خود را به پایان نمی‍رساند...
کودکان با اشک هایشان چشمه‌های خروشان به راه انداخته‌اند!
اینجا قیامتی است یا قیامت در اینجاست؛ نمی‌دانم؟!
تنها چیزی که دانسته‌ام؛ کسی است که روزی خواهد آمد...

 
امضا : رامونا
عقب
بالا