- تاریخ ثبتنام
- 29/8/23
- ارسالیها
- 2,189
- پسندها
- 17,596
- امتیازها
- 42,373
- مدالها
- 21
- نویسنده موضوع
- #381
نوروز تند به طرفش چرخید
- جبران چی؟ من چیکارم ماهی؟ شوهرتم یا نه؟
ماهنگار صدایش لرزان شد.
- آقا شما بزرگید، مرد منید، آقای منید، چرا ازم دلخور میشید؟
- چون داری مردونگیمو میبری زیر سؤال، خرج زندگی منو تو بدی؟ میفهمی این حرف یعنی چی؟
ماهنگار سر به زیر انداخت.
-آره ماهی هیچی نمیفهمه، اون فقط نمیخواد شما فکری باشید، هر حرفی بزنه فقط واسه خاطر دلخوش کردن شماست، اگه میگم کمکتون کنم، برای اینه که نرید توی فکر آینده، اصلاً مگه زندگی زن و مرد داره؟ توی ایل همونقدر که مردا کار میکنن برای زندگی، زنها هم کار میکنن، هم مرد دسترنج داره هم زن، هیشکی هم نمیگه فقط مرد باید خرجی بیاره.
ماهنگار لحظهای مکث کرد و با لحنی لرزانتر از قبل گفت:
- شاید هم چون عروس خونبسم منو لایق نمیدونید،...
- جبران چی؟ من چیکارم ماهی؟ شوهرتم یا نه؟
ماهنگار صدایش لرزان شد.
- آقا شما بزرگید، مرد منید، آقای منید، چرا ازم دلخور میشید؟
- چون داری مردونگیمو میبری زیر سؤال، خرج زندگی منو تو بدی؟ میفهمی این حرف یعنی چی؟
ماهنگار سر به زیر انداخت.
-آره ماهی هیچی نمیفهمه، اون فقط نمیخواد شما فکری باشید، هر حرفی بزنه فقط واسه خاطر دلخوش کردن شماست، اگه میگم کمکتون کنم، برای اینه که نرید توی فکر آینده، اصلاً مگه زندگی زن و مرد داره؟ توی ایل همونقدر که مردا کار میکنن برای زندگی، زنها هم کار میکنن، هم مرد دسترنج داره هم زن، هیشکی هم نمیگه فقط مرد باید خرجی بیاره.
ماهنگار لحظهای مکث کرد و با لحنی لرزانتر از قبل گفت:
- شاید هم چون عروس خونبسم منو لایق نمیدونید،...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.