• تذکر:

    نویسندگان عزیز از نوشتن رمان‌هایی با محتوای غیر اخلاقی خودداری کنید. در صورت مشاهده چنین موضوعی صحنه رمان شما بدون تذکر توسط ناظرین حذف خواهد شد.

    مواردی که شامل موضوعات غیراخلاقی می‌شود عبارت‌است از:

    1. پرداختن به زندگی افرادی با گرایش های خاص مانند (هم‌جنس‌گرایی، ....)

    2. بیان صریح عقاید سیاسی در رمان‌ها و زیر سوال بردن چارچوب‌های جامعه اسلامی

    3. بیان توصیف صریح جنسی و به کار بردن کلمات ناشایست.

    و...

    قبل از ایجاد رمانتان موارد زیر را در نظر داشته باشید:

    1. اسم رمان خود را طوری انتخاب کنید که داری مصادیق مجرمانه و خلاف عرف جامعه نباشد.

    2. از به کار بردن کلمات جنسی و مواردی که با شئونات اسلامی مغایرت دارد، به جد خودداری کنید.

    3- برای تایپ رمان می توانید طبق تاپیک آموزشی زیر رمان خود را ارسال کنید:

    کلیک کنید

    4. با مطالعه رمان‌های نویسندگان انجمن به آن‌ها امید نوشتن خواهید داد.

    کلیک کنید

رتبه سوم عاشقانه رمان من ارگ بمُ تو نقش جهانی | فاطمه محمدی اصل کاربر انجمن یک رمان

میم.فـــا๛

نگاربان
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
25/1/22
ارسالی‌ها
432
پسندها
4,114
امتیازها
16,913
مدال‌ها
17
  • نویسنده موضوع
  • #121
نمی‌دانم چندمین خیابان و چندمین چراغ سبز را پشت سر می‌گذاریم. فقط وقتی به خودم باز می‌گردم که خورشید بند و بساطش را جمع کرده، تیر براق‌های خیابان یکی‌یکی جان می‌گرفتند. همان چند کوچه‌ای که تا خانه نمانده وادارم می‌کند گردن خشک‌شده‌ام را با زحمت تکان دهم.
تعجبم بی‌راه نیست. بعد از این همه سال... هنوز مسیر خانه‌ام را از حفظ است. با این حال چیزی نمی‌پرسم. آن شب هم، بعد از تئاتر تا دم حیاط آمده بود. تا کنار گلدان‌های مامان ناهید. دراکولا انگار خانه خاله‌اش است!
از یاد آوریش اخم‌هایم درهم می‌رود.
مامان ناهید برایم شوخی نبود.
حتی گلدان‌های حیاطش هم حرمت داشتند.
نفسم را با حرص بیرون می‌دهم.
- ماشینو نگه دار.
از عجله صدایم آن‌قدر تیز از گلو بیرون می‌پرد که کیقباد هم بی‌حرف، چند متر جلوتر کنار...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش

کاربران در حال مشاهده موضوع (تعداد: 0, کاربر: 0, مهمان: 0)

عقب
بالا