• تذکر:

    نویسندگان عزیز از نوشتن رمان‌هایی با محتوای غیر اخلاقی خودداری کنید. در صورت مشاهده چنین موضوعی صحنه رمان شما بدون تذکر توسط ناظرین حذف خواهد شد.

    مواردی که شامل موضوعات غیراخلاقی می‌شود عبارت‌است از:

    1. پرداختن به زندگی افرادی با گرایش های خاص مانند (هم‌جنس‌گرایی، ....)

    2. بیان صریح عقاید سیاسی در رمان‌ها و زیر سوال بردن چارچوب‌های جامعه اسلامی

    3. بیان توصیف صریح جنسی و به کار بردن کلمات ناشایست.

    و...

    قبل از ایجاد رمانتان موارد زیر را در نظر داشته باشید:

    1. اسم رمان خود را طوری انتخاب کنید که داری مصادیق مجرمانه و خلاف عرف جامعه نباشد.

    2. از به کار بردن کلمات جنسی و مواردی که با شئونات اسلامی مغایرت دارد، به جد خودداری کنید.

    3- برای تایپ رمان می توانید طبق تاپیک آموزشی زیر رمان خود را ارسال کنید:

    کلیک کنید

    4. با مطالعه رمان‌های نویسندگان انجمن به آن‌ها امید نوشتن خواهید داد.

    کلیک کنید

در حال تایپ رمان سایه‌ای از اعماق گذشته | سیده مریم حسینی کاربر انجمن یک رمان

miss_marynovel

ناظر رمان
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
22/7/21
ارسالی‌ها
718
پسندها
7,147
امتیازها
22,273
مدال‌ها
17
  • نویسنده موضوع
  • #21
دیگر حرف‌هایش را نمی‌شنیدم. خستگی مثل باری سنگین روی شانه‌هایم افتاده بود و پلک‌هایم، بی‌اجازه، روی هم می‌آمدند.

پس، بی‌آنکه به حرف‌های بعدی‌اش گوش بسپارم، به سمت تخت خیز برداشتم و خودم را زیر پتو پنهان کردم.
در همان حال، ناباورانه صدای قدم‌های ناآرامش را می‌شنیدم که بی‌هدف در اتاق می‌پیچید.
سعی داشت چه چیزی را ثابت کند؟
اگر خودش نمی‌خواست، من هم کاری از دستم برنمی‌آمد.
قرار نبود از دست من معجزه‌ای برآید.
تیک‌تاک ساعت، سکوت اتاق را دانه‌دانه می‌شکست.
از همان لحظه‌ای که پا از آن عمارت سوخته بیرون گذاشته بودم، دلشوره مثل پیچکی دور قلبم تنیده بود و رهایم نمی‌کرد.
هرچند دستیار پدر می‌گفت این مأموریت از ساده‌ترین پرونده‌هایی است که به من سپرده، اما از همان لحظه‌ی ورود، چیزی در آن خانه مرا پس...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

کاربران بازدید کننده از موضوع (تعداد: 4)

کاربران در حال مشاهده موضوع (تعداد: 0, کاربر: 0, مهمان: 0)

عقب
بالا