جامهدوش
دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت
امدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو
چاکجامه صبر من از آن چاک شد
کز ره جان جامه دران آمدند
سینهعشق
رو سینه را چون سینهها هفت آب شو از کینهها
وآنگه ش*ر..اب عشق را پیمامه شو پیمانه شو
خجل از قد و عارض تو به باغشرح
هرچه گویم عشق را شرح و بیان
چون به عشق آیم خجل باشم از آن