شاعر‌پارسی اشعار سینا اسعدی

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع قمر
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 34
  • بازدیدها بازدیدها 1,626
  • کاربران تگ شده هیچ

قمر

پرسنل مدیریت
مدیر تالار شعرکده
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
17/9/19
ارسالی‌ها
8,476
پسندها
59,901
امتیازها
96,873
مدال‌ها
57
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #31
غریبانه بگریم، ز آماج بلاها
دراین خانه بپاشد، چه بسیار عزاها


طبیبان همه عاصی، ز داد من مظلوم
چه بسیار طبیبان، چه گمگشته دواها


نشستن به امیدش، خطابودو خطابود
خدایا تو مرا ده، امانی ز خطاها


به هنگامه‌ی‌ رفتن، چه بی باک وستمکار
ندانم که چه گویم، ز تزویر و ریاها


به خلوت شده مأنوس که شاید بتواند
دل از غم بِدَر آید، به یاری دعاها


#سینا_اسعدی‌


 
امضا : قمر
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] OWLrr

قمر

پرسنل مدیریت
مدیر تالار شعرکده
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
17/9/19
ارسالی‌ها
8,476
پسندها
59,901
امتیازها
96,873
مدال‌ها
57
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #32
مـن در اندیشـه وصلت تو به فکر دگـران
تـو جفــاکـاری و مـن پادشــه بـی خبـران


سُــخن خیــر شنــو از مـن و بیـــداد نکن
دل خود را نســـپـار بر دل کوتــه نظــران


درد هجــران نکشیدی که کشــانی خودرا
بـُه تمــنّـای نگاهــی ز کـــران تا به کـــران


تا ببـینی چه جفـا شد به من از جانـب تو
گذری کن تو گَـه از محفل خونین جگـران


ز محبت نه که از عادت و دَأب است هنوز
گر تو دیـدی شدم از کـوی تو گاهی گذران


من چـه خیـری ز تو دیدم که ببیند دگـری
تـو بمــان و دگــران وای بـه حـال دگــران


#سینا_اسعدی‌



 
امضا : قمر
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] OWLrr

قمر

پرسنل مدیریت
مدیر تالار شعرکده
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
17/9/19
ارسالی‌ها
8,476
پسندها
59,901
امتیازها
96,873
مدال‌ها
57
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #33
سخت جانیم و فلک از ما ندارد انتظار
اینچنین طاقت ز سوز سینه و چشمانِ زار


درد مَحرَم گشته من را بس که درمانم نبود
من رضایت داده ام این درد مانَد برقرار


خو گرفتم با تو اما خو گرفتی با دِگر
یار دانستم تورا اما تو خود دنبال یار


در دیار بی وفایان خوب جا خوش کرده ای
اینچین جان بر لب من کردنت را یاد دار


من به دنبال فراموشی، تو در خواب آمدی
رشته هایم پنبه شد، پس افتضاحی شد به بار


مهربانم، مهربانتر از منم دیدی مگر
یا که عاشق تر ز من دیدی مگر در این دیار


روشنی بخش تو بودم، خوب میدانم دگر
من بمانم با نوای بی نوای شام تار


 
امضا : قمر
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] OWLrr

قمر

پرسنل مدیریت
مدیر تالار شعرکده
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
17/9/19
ارسالی‌ها
8,476
پسندها
59,901
امتیازها
96,873
مدال‌ها
57
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #34
گریزانی ز من اما نمیدانی که در بندی
دلت را بر دلم دادی به این دلداده میخندی

گَهی با خنده بامایی گَهی حال غضب داری
نمیخواهی ولی جانا تو مجبوری که دلبندی

چه ناز و عشوه ای داری ولی نازت خریدارم
اگر چه تلخ میگویی ولی شیرین تر از قندی

تو هم دل در گرو داری کمی باما مدارا کن
خدارا هم که خوش آید اگر باما تو پیوندی

هر آنچه دلبرا خواهی دریغ از من نمیبینی
سراپا من تورا گوشم بفرما با چه خرسندی

تمام خانه ی دل را معطر کرده ای یارا
تویی آن احسن المخلوق عجب عطر خوشایندی

#سینا_اسعدی‌

 
امضا : قمر
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] OWLrr

قمر

پرسنل مدیریت
مدیر تالار شعرکده
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
17/9/19
ارسالی‌ها
8,476
پسندها
59,901
امتیازها
96,873
مدال‌ها
57
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #35
تو آتش میزنی برمن، من از این درس میگیرم
که دل بستن حرام است،آخر از این امر میمیرم


جوانی چون منی را تا به کِی پهلو زدن با غم
غلط گفتم جوانی را فداکردم دگر پیرم


به فریادم دگر چیزی نگیرد دست محتاجم
سکوتی پیشه کردم با همان هم اُنس میگیرم


نمیدانم چه کردم همنشینم گشته تنهایی
نمیدانم چه کردم من ندانستم تقصیرم


ننالم از کسی دیگر هر آنچه بر سرم آمد
پذیرفتم به عنوان هر انچه هست تقدیر‌
 
امضا : قمر
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] OWLrr
عقب
بالا