نویسندگان، مهندسان روح بشریت هستند.

مباحث متفرقه پیدا کردن رمان‌های بی‌نام

Ftmh_79

نو ورود
سطح
0
 
ارسالی‌ها
6
پسندها
18
امتیازها
33
  • #191
سلام من چند وقت پیش دوتا رمان خوندم اسمشون یادم رفته
اولی یه دختره بود لندن زندگی میکردن پدر و مادر و داداشش تو تصادف میمیرن میان ایران بعد عاشق پسر داییش میشه بهش گیتار یاد میده بعدا میفهمه داییشه تا اینکه با پسر عموش که دختره قلبه ازدواج میکنه بعدا عاشق هم میشن
2 دختره دوست داداشش به اسم کیارش عاشقشه هواشو داره قبلا دختره با شهاب نامی دوست بوده جدا شدن دختره قراره با کیارش نامزد کنه که اهورا از بچه های دانشگاه و اکبپشون مجبور میشه با اهورا ازدواج کنه بعدا بچه دار نمیشدن تا اینکه دختره حامله میشه اهورا بهش نامردی کرده بوده دختره میزاره میره مادرشم قبلا با شوهر عمش فرار کرده بودن ازدواج کنن مهدیه دوست دختره دختر مامانش و شوهر عمشه
مرسی ببخشید زیاد شد
 

Saman_arn

نو ورود
سطح
0
 
ارسالی‌ها
2
پسندها
10
امتیازها
0
  • #192
سلام یک رمان بود که یک دختر به اجبار پدرش برای ارث با پسر عموش که خیلی مذهبی ازدواج می کنه بعد از ازواج پسر عموش رو اذیت میکنه ولی کم کم عاشقش میشه
میتونید بگید اسمش چیه؟
 

Saman_arn

نو ورود
سطح
0
 
ارسالی‌ها
2
پسندها
10
امتیازها
0
  • #193
سلام یک رمان بود که دختر به اجبار پدرش برای به رسیدن ارث با پسر عموش که خیلی مذهبی ازدواج می کنه بعد از ازدواج پسر عموش رو اذیت میکنه ولی کم کم عاشقش میشه.
 

*Niloofar*

رو به پیشرفت
سطح
12
 
ارسالی‌ها
120
پسندها
5,960
امتیازها
21,773
مدال‌ها
11
  • #194
سلام دوستان اسم چندتا رمان و نمیدونم ممنون میشم اگه میدونین بگین
دوتادوست خیلی صمیمی باهم دانشگاه قبول میشن وپدراشون واسشون ی خونه تواون شهرمیخرن وهمسایه روبه رویی ایناپسرعمه یکی ازدختراس که این دخترهم عاشق اونه ولی پسرعمه ودوس این دخترعاشق هم میشن وازدواج میکنن حتی دوجلدداره این رمان
 
آخرین ویرایش
امضا : *Niloofar*

*Niloofar*

رو به پیشرفت
سطح
12
 
ارسالی‌ها
120
پسندها
5,960
امتیازها
21,773
مدال‌ها
11
  • #195
،یه رمانه بود اسم پسره کیان بود اسم دختره آسمان...پسره فقیر بود و دختره پولدار...دختره واسه فهمیدن زندگی فقیرا به دروغ میگه که فقیره و میره اونجا زندگی میکنه ولی بعدا میره و اینا همدیگه رو گم میکنن،بعد چند سال پسره وکیل شده....لطفا کمک کنید خیلی رو مخم رفته اسمشو نمیدونم
 
امضا : *Niloofar*

*Niloofar*

رو به پیشرفت
سطح
12
 
ارسالی‌ها
120
پسندها
5,960
امتیازها
21,773
مدال‌ها
11
  • #196
یه رمانی بود که دختر و پسر بعد از کلی سختی به هم میرسن
و
روز تولد بچه‌اشون دختر داستان وقتی کیک تولد و میاره خون دماغ میشه و خون میریزه رو کیک بچه‌اشون
در اخر هم دختر داستان از دنیا میره
کسی یادشه این کتاب و
 
امضا : *Niloofar*

*Niloofar*

رو به پیشرفت
سطح
12
 
ارسالی‌ها
120
پسندها
5,960
امتیازها
21,773
مدال‌ها
11
  • #197
یه رمان بود که اسم دخترو یادم نمیاد ولی داستان ازین قرار بود که ایم دختر عاشق یه پسریه و ایندوتا باهمن دختره زیاد پولدار نیست بعد از یه مدت مادر پسره میاد پیش پسره و این دوتا مجبور میشن از هم جدا بشن و دختره افسرده میشه و بعد با یه گروه امداد میره به یه جایی که زلزله اومده و عاشق رئسی که اونجا داره میش
 
آخرین ویرایش
امضا : *Niloofar*

*Niloofar*

رو به پیشرفت
سطح
12
 
ارسالی‌ها
120
پسندها
5,960
امتیازها
21,773
مدال‌ها
11
  • #198
یه رمان هست دختره اسمش گوهر هست وپسرعموش امیر یه نفرو می‌کشه که گوهر مجبور میشه با برادر مقتول که اسمش محمود خان هست ازدواج کنه...اگه اسم این رمان رو کسی می دونه بگه
 
امضا : *Niloofar*

.mah.

نو ورود
سطح
2
 
ارسالی‌ها
10
پسندها
302
امتیازها
983
مدال‌ها
2
  • #199
یه رمان بود که اسم دخترو یادم نمیاد ولی داستان ازین قرار بود که ایم دختر عاشق یه پسریه و ایندوتا باهمن دختره زیاد پولدار نیست بعد از یه مدت مادر پسره میاد پیش پسره و این دوتا مجبور میشن از هم جدا بشن و دختره افسرده میشه و بعد با یه گروه امداد میره به یه جایی که زلزله اومده و عاشق رئسی که اونجا داره میش
سلام :smtile:
«نقطه سر خط» به خلاصه‌تون نزدیکه.
 

R27rg10

نو ورود
سطح
0
 
ارسالی‌ها
2
پسندها
28
امتیازها
40
  • #200
سلام من دنبال رمانی می گردم که شخصیت اصلیش که فکر کنم دختر بود با تیر برق تصادف می کنه و قدرت های ماورایی بدست میاره به طوری که می تونه با آینده فردی رو ببینه یا اون رو خشک کنه
 

موضوعات مشابه

پاسخ‌ها
4,692
بازدیدها
2M
عقب
بالا