مهم ~ پیدا کردن رمان‌های بی‌نام ~

Mahdiyeh**

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
27/3/26
ارسالی‌ها
10
پسندها
10
امتیازها
33
  • #2,681
سلام همگی، چند سال پیش یه رمان خوندم مطمئن نیستم ولی فکر کنم دو جلدی بود... دختره و پسره باهم ازدواج میکنن بعد پسره تصادف میکنه و همه فکر میکنن مرده ولی بعد از چند وقت دختره از عروسی یکی از دوستاش برمیگشته که به طور اتفاقی شوهرش رو میبینه و میفهمه شوهرش نمرده بوده... پسره حافظه ش رو از دست داده بوده و دختره رو یادش نمیاد... یه زن و مرد پسره رو نجات داده بودن و پیش خودشون نگه داشته بودن...بعدش دیگه با کمک دختره خوب میشه... فکر میکنم این اتفاقات واسه جلد دو بود.. البته اگه همونطور که فکر میکنم رمان دو جلدی بوده باشه... ممنون میشم اگه کسی اسمش رو میدونه بهم بگه..
گناهکار رو چک بکنید
 

M A H D I S

هنرمند انجمن
سطح
24
 
تاریخ ثبت‌نام
2/7/22
ارسالی‌ها
869
پسندها
13,241
امتیازها
31,973
مدال‌ها
40
سن
25
  • #2,682
سلام :)
دختره حسابدار یه هلدینگ بود که متوجه دزدی حسابدار ارشد میشه و با زحمت شماره رئیس اصلی هلدینگ رو پیدا می‌کنه و بهش اطلاع میده...
فکر می‌کنم اسم رئیس هلدینگ هم جاوید بود...
دختره از شوهرش که در همین هلدینگ کار می‌کرده، طلاق گرفته.
 
امضا : M A H D I S

Mahdiyeh**

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
27/3/26
ارسالی‌ها
10
پسندها
10
امتیازها
33
  • #2,683
سلام دنبال یه رمان میگردم اسم شخصیتهاش یادم نیست دختره خیلی شیطون بعد یه روز استاد جدیدشون میاد دختره نمیشناسدش کلی بلا سر استاده میاره وقتی میره خونه میفهمه استاده همون پسر عموشه که تازه از خارج برگشته کم کم عاشق پسر عموش میشه ولی اون دوباره برمیگرده میره خارج دختره افسرده میشه به پدر و مادرش میگه خونشونو عوض کنن بعد از پنج سال دوباره پسر عموش برمیگرده
رمان کی گفته من شیطونم چک کنید
 

Mahdiyeh**

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
27/3/26
ارسالی‌ها
10
پسندها
10
امتیازها
33
  • #2,684
سلام دوستان
یه رمان بود که دختره عاشق پسره شده بود،پسره هم سر به زیر بود،و توی مکانیکی کار میکرد و یجایی دستای پسره روغنی بود اما دختره باهاش دست داد بعد برد تو حیاط دستای پسره رو شست.پسره مُرده هم می شست و یجا دختره برای اینکه ثابت کنه بدش نیاد رفت از کف دست پسره نخود خورد.پسره یه زن داداش هم داشت که خیلی با پسره بد رفتار میکرد چون پسره مُرده میشست.یک جایی هم دختره میره و مُرده شستن رو میبینه بعدش خیلی میترسه و غیره.ممنون میشم اگر اسمش رو بگید.
اسم رمان به همین سادگی بود فکر کنم
 

im.Aby

ویراستار آزمایشی
سطح
21
 
تاریخ ثبت‌نام
28/6/20
ارسالی‌ها
2,172
پسندها
12,803
امتیازها
38,673
مدال‌ها
24
سن
20
  • #2,685
دلام
یه رمان قبلا خونده بودم فکر کنم توی اسم رمان فرشته بود
که شخصیت دختر وقتی پسره بمیره میفهمه پسره ارمنی بوده عاشقش بودع حتی موهاشو جمع میکرده براش اهنگ میخونده اخرش زنده ازاب درمیاد
گذشته پسره یادمه پشتش تتو بال بود چون ارمنی بوده میخواستن زنده بگورش کنن که پلیسا نجاتش میدن و چندساله عاشق دختره میشه
دختره هم خیلی پولدار بود کل کسب و کارشونو میگردوند و رابطش با خانوادش خوب نبود

کسی اسمشو میدونه؟
 
امضا : im.Aby

Mahdiyeh**

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
27/3/26
ارسالی‌ها
10
پسندها
10
امتیازها
33
  • #2,686
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] im.Aby

aaaahana

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
30/4/26
ارسالی‌ها
1
پسندها
1
امتیازها
0
  • #2,687
دنبال رمان یا کتاب درمورد دختری که توی ماشین دشمنش خوابش برده
 

نیک آیین

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
10/5/26
ارسالی‌ها
1
پسندها
2
امتیازها
0
  • #2,688
سلام به همه من تازه واردم 🤭
دنبال یه رمان میگردم چند سال پیش خوندمش به صورت اینترنتی، دانلودش کرده بودم.
یه دختری از شهر اومد با ماشینش تو روستا. خیلی هم اهالی روستا خوششون نمیومد ازش.
دنبال یه راز خانوادگی بود. یه پسری کمکش کرد. یه مرد مرموزی هم بود که اخر به نظرم با پسری که دختره عاشقش شد برادر ناتنی هم از آب در اومدن.
کسی میدونه داستان رو؟ عنوانش رو؟ خیلی رو مخمه. میخوام باز بخونمش. یادمه یه خونه کوچک هم بود که برا مدتی دختره رفت توش برق و امکانات نداشت اولش. دختره یه مادر و خواهری هم داشت که بعدا بهش سر زدن.
یه زمین هم بود که توی جوونی پدر دختره آتیش میگیره و رازی توشه.
 

Asma_khorshd

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
20/5/26
ارسالی‌ها
1
پسندها
0
امتیازها
0
  • #2,689
سلام من یه رمانی خونده بودم تو تلگرام نصفه موند خیلی وقت پیش یه دختری بود که خونه مجردیشو داشت میچید و پدر و مادرش فوت کرده بودن و تو سن بالای پدر و مادرش بدنیا اومده بود به طوری که از برادرزاده ها و خواهرزادهاش کوچیتر بود و چون جایی رو نداشت بمونه یه مدت خونه هر کدوم از خواهر برادراش میموند که وقتی فهمید اونا دوشت ندارن بمونه دیگه خونه مجردی گرفت و بعد با همسایع مجردش اشنا میشه
 

TWD

رو به پیشرفت
سطح
8
 
تاریخ ثبت‌نام
1/6/22
ارسالی‌ها
132
پسندها
1,079
امتیازها
6,403
مدال‌ها
7
  • #2,690
سلام یه رمان تخیلی بود که دختره صبح از خواب بیدار میشه و میبینه همه مردم دنیا مردن و فقط خودش مونده و باید اجسادو بسوزونه بعد یه بچه پیدا میکنه و بعدش یه مرد پیداش میکنه و باهم زندگی میکنن و... لطفا اگه کسی میدونه اسمش چیه بهم بگه
فکر کنم شروع از پایان
 
امضا : TWD
عقب
بالا