- تاریخ ثبتنام
- 14/2/22
- ارسالیها
- 2,232
- پسندها
- 26,345
- امتیازها
- 51,373
- مدالها
- 45
- سن
- 20
سطح
32
- نویسنده موضوع
- #61
فصل سوم: انتخاب و تصمیم
در مواجهه با عمل فرد، نمیدانم چه واکنشی نشان دهم، تنها فکری که به ذهنم میآید این است که مخالفت نکنم و هرچه گریه دارم تخلیه کنم.
فرد: الی من متأسفم، قسم میخورم فاستر من رو هم متعجب کرد.
فاستر، قول داده بود تا راستش را برایم تعریف کند و من باورش کردم، در عوض، فرار کرد و من را با سوالهایم تنها گذاشت. به مادر تنها ماجرای جنگل را گفته و حرفی از دبیرستان و اتفاقاتش نزده بود.
فرد: من نمیدونم فاستر چی به مادرت گفته اما قسم میخورم من هیچ چیزی نگفتم و... .
الینا: میدونم تو نگفتی؛ اگر گفته بودی این تنبیهات چندبرابر شده بودند.
پوزخندی میزنم و فکر میکنم اگر مادر ماجرای دبیرستان را هم بفهمد، چه چیزی بدتر از این میتواند رخ بدهد...
در مواجهه با عمل فرد، نمیدانم چه واکنشی نشان دهم، تنها فکری که به ذهنم میآید این است که مخالفت نکنم و هرچه گریه دارم تخلیه کنم.
فرد: الی من متأسفم، قسم میخورم فاستر من رو هم متعجب کرد.
فاستر، قول داده بود تا راستش را برایم تعریف کند و من باورش کردم، در عوض، فرار کرد و من را با سوالهایم تنها گذاشت. به مادر تنها ماجرای جنگل را گفته و حرفی از دبیرستان و اتفاقاتش نزده بود.
فرد: من نمیدونم فاستر چی به مادرت گفته اما قسم میخورم من هیچ چیزی نگفتم و... .
الینا: میدونم تو نگفتی؛ اگر گفته بودی این تنبیهات چندبرابر شده بودند.
پوزخندی میزنم و فکر میکنم اگر مادر ماجرای دبیرستان را هم بفهمد، چه چیزی بدتر از این میتواند رخ بدهد...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.