- ارسالیها
- 707
- پسندها
- 9,778
- امتیازها
- 25,273
- مدالها
- 37
- نویسنده موضوع
- مدیر
- #21
رمان قراره وارد یه فاز جدید بشه و من نمدونم چکار کنم
حیرانم، سیلانم
مثل همیشه چرت و پرتهایش باعث خندهی بلندمان شد.
- جدی که نیستی لاچین؟ مطمئنا ثروت ارژن بعد از چندین نسل از یزدانی بیشتره!
- ای جان! پول دوست داری؟ گور بابای ارژن و فسفرای مغزش!
با مسخرگی و دهانی کج اضافه کرد.
- شاید اگه افسانه نباشیم، هه! به همین خیال باش!
این دفعه حتی من هم از راحتی کلام لاچین، ناراحت شدم. جدا از امروز و ناراحتیمان، بی احترامی به اصلان و خانوادهاش، بیانصافی بود.
با باز شدن در، خندهها و صحبتمان قطع شد. با دیدن خزِ خاکستری میان دستان آشو، بدون توجه به کمر دردناکم، به سمتش دویدم.
خدای من! سنجاب...

مثل همیشه چرت و پرتهایش باعث خندهی بلندمان شد.
- جدی که نیستی لاچین؟ مطمئنا ثروت ارژن بعد از چندین نسل از یزدانی بیشتره!
- ای جان! پول دوست داری؟ گور بابای ارژن و فسفرای مغزش!
با مسخرگی و دهانی کج اضافه کرد.
- شاید اگه افسانه نباشیم، هه! به همین خیال باش!
این دفعه حتی من هم از راحتی کلام لاچین، ناراحت شدم. جدا از امروز و ناراحتیمان، بی احترامی به اصلان و خانوادهاش، بیانصافی بود.
با باز شدن در، خندهها و صحبتمان قطع شد. با دیدن خزِ خاکستری میان دستان آشو، بدون توجه به کمر دردناکم، به سمتش دویدم.
خدای من! سنجاب...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
آخرین ویرایش