- تاریخ ثبتنام
- 2/7/22
- ارسالیها
- 869
- پسندها
- 13,241
- امتیازها
- 31,973
- مدالها
- 40
- سن
- 25
- نویسنده موضوع
- #41
+ نوشتن برای کسی که نیست چه حسی داره؟
-
***
هنوز آفتاب نزده بود که در میان تاریکی خودش را به خانه رساند. در جلسه اضطراری که ماه پیش به خاطر حضور عضو جدید، برگزار شده بود نه تنها او بلکه بقیه دوستان و هم سن و سالانش هم، اجازه شرکت نداشتند.
با سرد شدن هوا و به خواب رفتن بعضی از حیوانات کوهستان، تازه امروز بعد از دو ماه فرصت کرده بود به خانه برگردد و خبری هم از آشو نداشت.
آشو جدا از نژاد، تمام اخلاقیاتش هم شبیه او بود و جانش را برای خوشگذرانی و ول چرخیدن میداد.
در این دو ماه پریشان را هم ندیده بود و ندیده میدانست که خواهرش حال و روز خوبی ندارد.
عضو جدید لاوین را هم ندیده بود! از او هم ندیده بدش میآمد! کسی که با حضورش پریشان...
-

***
هنوز آفتاب نزده بود که در میان تاریکی خودش را به خانه رساند. در جلسه اضطراری که ماه پیش به خاطر حضور عضو جدید، برگزار شده بود نه تنها او بلکه بقیه دوستان و هم سن و سالانش هم، اجازه شرکت نداشتند.
با سرد شدن هوا و به خواب رفتن بعضی از حیوانات کوهستان، تازه امروز بعد از دو ماه فرصت کرده بود به خانه برگردد و خبری هم از آشو نداشت.
آشو جدا از نژاد، تمام اخلاقیاتش هم شبیه او بود و جانش را برای خوشگذرانی و ول چرخیدن میداد.
در این دو ماه پریشان را هم ندیده بود و ندیده میدانست که خواهرش حال و روز خوبی ندارد.
عضو جدید لاوین را هم ندیده بود! از او هم ندیده بدش میآمد! کسی که با حضورش پریشان...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.