- تاریخ ثبتنام
- 15/12/24
- ارسالیها
- 185
- پسندها
- 897
- امتیازها
- 5,133
- مدالها
- 6
- نویسنده موضوع
- #111
نفهمیدم دختره منظورش کی بود؟ یعنی کسی بهش زنگ زده و در مورد من بهشون گفته؟
ثریا: تو مگه پدربزرگت رو نمیشناسی؟ بفهمه چه غلطی کردی از ارث محرومت میکنه که هیچ از شجرهنامه خونوادگیشم حذفت میکنه. یالا زود باش برش گردون همونجا که بوده. زود باش.
سکوت من انگار باعث توهینهای بیشتری بهم میشد. آروم گفتم:
- من خودم میخواستم با آقاکاوه حرف بزنم چون میخوام هرچه زودتر به شهر خودم برگردم.
کاوه خیلی عصبی برگشت سمتم و گفت:
- آوین میشه یهلحظه برگردی اتاقت؟ لطفاً!
ثریا: کجا بره؟ هان؟ کجا بره؟ خانوم اینجا اتاقم داره؟ هتل پنج ستاره تشریف آورده؟
نوید: مامان بسه دیگه زشته!
یه نگاه به نوید و ثریا خانوم انداختم و بعدش سرم رو انداختم پائین و به اتاقم برگشتم. چقدر بهم توهین شد! اما شاید هرکس دیگهای هم...
ثریا: تو مگه پدربزرگت رو نمیشناسی؟ بفهمه چه غلطی کردی از ارث محرومت میکنه که هیچ از شجرهنامه خونوادگیشم حذفت میکنه. یالا زود باش برش گردون همونجا که بوده. زود باش.
سکوت من انگار باعث توهینهای بیشتری بهم میشد. آروم گفتم:
- من خودم میخواستم با آقاکاوه حرف بزنم چون میخوام هرچه زودتر به شهر خودم برگردم.
کاوه خیلی عصبی برگشت سمتم و گفت:
- آوین میشه یهلحظه برگردی اتاقت؟ لطفاً!
ثریا: کجا بره؟ هان؟ کجا بره؟ خانوم اینجا اتاقم داره؟ هتل پنج ستاره تشریف آورده؟
نوید: مامان بسه دیگه زشته!
یه نگاه به نوید و ثریا خانوم انداختم و بعدش سرم رو انداختم پائین و به اتاقم برگشتم. چقدر بهم توهین شد! اما شاید هرکس دیگهای هم...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
آخرین ویرایش