- تاریخ ثبتنام
- 9/3/26
- ارسالیها
- 105
- پسندها
- 243
- امتیازها
- 1,118
- مدالها
- 3
- سن
- 22
- نویسنده موضوع
- #31
با دیدن اسم روی صفحه نمایش ته دلم خالی شد.مهم نبود که من سالها رزمی کار کرده بودم.مهم این بود که من رو پسر میدیدن و به عنوان یک پسر ارزیابی میشدم.
با قدمهای آروم به سمت ریوتا رفتم.نزدیکتر که شد،به چشمهاش خیره شدم.فقط یک چیز بود؛تمرکز. نه غروری تو چشمهاش بود و نه عصبانیتی.یه ذهن خالی و آروم که فقط به برنده شدن فکر میکرد.با سوت آلین،اولین ضربهشو زد.حرکتم خوب بود.یه جاخالی تمیز و دقیق و بلافاصله یه ضربه به شونه سمت چپش.خوب پیش میرفتیم. هر دو بهم ضربههای پیدرپی میزدیم اما هیچکس نه خسته میشد و نه تسلیم.واقعا از مبارزه لذت میبردم اما اشتباه من اونجایی بود که خواستم بیشتر از توانم بجنگم.خواستم نشون بدم لیاقت بهتر بودن رو دارم.غرور سراسر وجودم رو گرفت و همین نقطه سقوطم شد.بدون...
با قدمهای آروم به سمت ریوتا رفتم.نزدیکتر که شد،به چشمهاش خیره شدم.فقط یک چیز بود؛تمرکز. نه غروری تو چشمهاش بود و نه عصبانیتی.یه ذهن خالی و آروم که فقط به برنده شدن فکر میکرد.با سوت آلین،اولین ضربهشو زد.حرکتم خوب بود.یه جاخالی تمیز و دقیق و بلافاصله یه ضربه به شونه سمت چپش.خوب پیش میرفتیم. هر دو بهم ضربههای پیدرپی میزدیم اما هیچکس نه خسته میشد و نه تسلیم.واقعا از مبارزه لذت میبردم اما اشتباه من اونجایی بود که خواستم بیشتر از توانم بجنگم.خواستم نشون بدم لیاقت بهتر بودن رو دارم.غرور سراسر وجودم رو گرفت و همین نقطه سقوطم شد.بدون...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.