- تاریخ ثبتنام
- 3/6/22
- ارسالیها
- 3,117
- پسندها
- 30,933
- امتیازها
- 69,173
- مدالها
- 51
- سن
- 16
- نویسنده موضوع
- #11
با تشکر از بچههای خوب انجمن که نخواسته قربانی ترجمهی من شدن🙏
- هوی احمق چی فکر کردی راجعبه من؟ حتی اگه گلزارم بود روحش نمیفهمید تو کیت پنیر و بیسکویت داری. آفکورس که یارو یوزارسیفه... البته... .
اولیویا نگاهی از بالا تا پایین به الکسا انداخت و ادامه داد:
- آقا احسنت، کِی قراره بیاد خواستگاری؟
الکسا از تعجب نفسش بند آمد:
- باع، اولیویا! ولم کن عامو!
اولیویا آهی کشید:
- از مون اولم میدونستم از این عرضهها نداری... حالا اسم مادرش چیه؟
الکسا دستش را دور لیوانش محکمتر فشار داد. با خودش فکر کرد «باز شروع شد، باز شروع شد، باز شروع شد».
- آبجی توروهدا بیخیال ابجد شو. فقط باید بری پیش دعانویس بنی بلانکو!
همیشه همینطور بود، هر...
- هوی احمق چی فکر کردی راجعبه من؟ حتی اگه گلزارم بود روحش نمیفهمید تو کیت پنیر و بیسکویت داری. آفکورس که یارو یوزارسیفه... البته... .
اولیویا نگاهی از بالا تا پایین به الکسا انداخت و ادامه داد:
- آقا احسنت، کِی قراره بیاد خواستگاری؟
الکسا از تعجب نفسش بند آمد:
- باع، اولیویا! ولم کن عامو!
اولیویا آهی کشید:
- از مون اولم میدونستم از این عرضهها نداری... حالا اسم مادرش چیه؟
الکسا دستش را دور لیوانش محکمتر فشار داد. با خودش فکر کرد «باز شروع شد، باز شروع شد، باز شروع شد».
- آبجی توروهدا بیخیال ابجد شو. فقط باید بری پیش دعانویس بنی بلانکو!
همیشه همینطور بود، هر...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.