• تذکر:

    نویسندگان عزیز از نوشتن رمان‌هایی با محتوای غیر اخلاقی خودداری کنید. در صورت مشاهده چنین موضوعی صحنه رمان شما بدون تذکر توسط ناظرین حذف خواهد شد.

    مواردی که شامل موضوعات غیراخلاقی می‌شود عبارت‌است از:

    1. پرداختن به زندگی افرادی با گرایش های خاص مانند (هم‌جنس‌گرایی، ....)

    2. بیان صریح عقاید سیاسی در رمان‌ها و زیر سوال بردن چارچوب‌های جامعه اسلامی

    3. بیان توصیف صریح جنسی و به کار بردن کلمات ناشایست.

    و...

    قبل از ایجاد رمانتان موارد زیر را در نظر داشته باشید:

    1. اسم رمان خود را طوری انتخاب کنید که داری مصادیق مجرمانه و خلاف عرف جامعه نباشد.

    2. از به کار بردن کلمات جنسی و مواردی که با شئونات اسلامی مغایرت دارد، به جد خودداری کنید.

    3- برای تایپ رمان می توانید طبق تاپیک آموزشی زیر رمان خود را ارسال کنید:

    کلیک کنید

    4. با مطالعه رمان‌های نویسندگان انجمن به آن‌ها امید نوشتن خواهید داد.

    کلیک کنید

داستان کوتاه در حال تایپ داستان کوتاه دُژکام | سیدنی کاربر انجمن یک رمان

Sydney

پرسنل مدیریت
مدیر تالار ادبیات
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
18/12/19
ارسالی‌ها
1,408
پسندها
5,721
امتیازها
24,673
مدال‌ها
13
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #21
- کمک کنم که چی بشه؟! که زندگی‌تو خراب کنی؟!
با دندان‌هایی که روی هم ساییده می‌شوند، می‌خندم. به ابروهای پهن بالارفته‌اش زل می‌زنم و با صدایی که چیزی به انفجارش نمانده، خفه و خشمگین می‌غرم:
- اگه اینو به دنیا بیارم زندگیم خراب میشه، می‌فهمی؟!
دم عمیقی که می‌گیرد، چنان مملو از کلافگی‌ست که قلبم تا گلویم بالا می‌آید و چشمانم نم برمی‌دارند. لحظاتی با اخم به بازی و غوغای کودکان در روبه‌رویمان چشم می‌دوزد. نگاهش لحظه‌به‌لحظه دور و دورتر می‌شود و من به‌روشنی می‌بینم که آرام‌آرام حسی در چهره‌اش می‌نشیند؛ حسی تلخ اما نرم، غمناک اما مهربان.
- خیلی‌خب... بیا فرض کنیم که من بتونم دور از چشم شهرام بهت پول بدم. بعدش چی؟
سرش را به‌سمتم می‌چرخاند و با چشمان گیرای قهوه‌ایش به نگاه ملتمس و...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : Sydney

Sydney

پرسنل مدیریت
مدیر تالار ادبیات
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
18/12/19
ارسالی‌ها
1,408
پسندها
5,721
امتیازها
24,673
مدال‌ها
13
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #22
جهت مشاهده متن کامل باید عضو انجمن شوید
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : Sydney

Sydney

پرسنل مدیریت
مدیر تالار ادبیات
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
18/12/19
ارسالی‌ها
1,408
پسندها
5,721
امتیازها
24,673
مدال‌ها
13
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #23
- اصلاً چرا باهاش حرف نمی‌زنی؟ مهرداد دوستت داره، مجبورت نمی‌کنه به دنیا بیاریش.
سرم را پایین می‌اندازم و به کفش‌های تخت سبزآبی‌رنگم چشم می‌دوزم. دسته‌ی قطور موهای مشکی و زردم مثل یک زنجیر ثقیل از سرم آویزان است و عصبی‌ام می‌کند. مویرگ‌های بینی‌ام از فشار اشک و بغض می‌سوزند و صدای خفه‌ام به‌سختی از میان لب‌های لرزانم رها می‌شود:
- پس فکر می‌کنی من چطوری به این‌جا رسیدم ستاره؟!
هیچ صدایی نمی‌شنوم جز هیاهوی گوش‌خراش کودکان و خشاخش شاخ‌وبرگ درختان که به‌دست باد در هوا تاب می‌خورند. نگاهش که می‌کنم، انگار نفسش بند آمده! شبیه مهرداد در آن روز پاییزی، زیر برگ‌ریزان درخت‌های چنار، هنگامی که به او گفتم دلم نمی‌خواهد بچه‌دار شوم. همان...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : Sydney

Sydney

پرسنل مدیریت
مدیر تالار ادبیات
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
18/12/19
ارسالی‌ها
1,408
پسندها
5,721
امتیازها
24,673
مدال‌ها
13
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #24
ستاره دستی به پیشانی‌اش می‌کشد و نگاهش را به دوردست می‌دوزد. نفس‌هایش عمیق است و چهره‌اش گرفته و اخمو. لب‌های سرخابی‌اش را روی هم می‌فشارد و سرانجام زمزمه می‌کند:
- خودت خواستی باهاش ازدواج کنی.
بازدمم را فوت می‌کنم و دوباره به‌سمتش می‌روم تا روی نیمکت بنشینم. شال مشکی‌رنگ نرمم را بغل می‌کنم و به جلو خم می‌شوم. دسته‌ی موهای بدرنگم از قفسه‌ی سینه‌ام فاصله می‌گیرد و در هوا آویزان می‌شود؛ شبیه من، وقتی به همه‌جای این دنیا چنگ می‌زنم و همیشه در لبه‌ی سقوطم، آویزان از پرتگاه و در خطر نابودی و تباهی.
- آره...
صدا در گلویم می‌شکند و من همچون یک بیمار خودآزار، تمام حرف‌های ستاره را برای خودم مرور می‌کنم. هر واژه، مثل تیغی‌ست که روی مغزم کشیده می‌شود و به آن زخم می‌زند. به کمی آن‌سوتر...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : Sydney

Sydney

پرسنل مدیریت
مدیر تالار ادبیات
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
18/12/19
ارسالی‌ها
1,408
پسندها
5,721
امتیازها
24,673
مدال‌ها
13
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #25
نمی‌دانم از چه چیز ساخته شده‌ام که هیچ‌یک از نهیب‌های ستاره برایم تلنگر نمی‌شوند. انگار روزبه‌روز بیشتر در اعماق سیاهی خودم فرو می‌روم.
- می‌دونم؛ ولی می‌خوام تا جایی که می‌تونم ازش فرار کنم.
لب‌هایم به تبسمی حزن‌آلود گشوده می‌شوند. سرم را به‌سمت خواهرم می‌چرخانم و با صدایی مرتعش از فشار بغض، آرام می‌پرسم:
- کمکم می‌کنی؟ من جز تو... کسی رو ندارم.
در سکوتی مملو از ناگفته، تماشایم می‌کند و من ناامید و دلسرد، کمرم را به تکیه‌گاه سفت نیمکت سبزرنگ می‌چسبانم. میله‌های فلزی ماهیچه‌هایم را می‌آزارند؛ اما آن‌قدر احساس ضعف دارم که دیگر دلم نمی‌خواهد از جایم تکان بخورم. پلک‌های نم‌دارم را روی هم می‌فشارم و پچ‌پچ‌وار لب می‌زنم:
- می‌دونی چی فهمیدم؟ این‌که وقتی ازدواج می‌کنی، همه‌چیزت با...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر
امضا : Sydney

Sydney

پرسنل مدیریت
مدیر تالار ادبیات
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
18/12/19
ارسالی‌ها
1,408
پسندها
5,721
امتیازها
24,673
مدال‌ها
13
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #26
- اگه...
برای گفتن جمله‌ام بیش از اندازه ضعیف و عاجزم؛ اما می‌دانم اگر از خودم شکست بخورم، به خاکستر خواهم نشست!
- اگه دوستم داشت... باهام این کارو نمی‌کرد.
پیش از این‌که پاسخ ستاره به‌سویم پرتاب شود، از گوشه‌ی چشم حرکتی را می‌بینم و سپس نامم، با صدای بلندی که از آن درماندگی می‌تراود، در فضای پارک می‌پیچد:
- شیرین.
تمام تنم هم‌چون خانه‌ای کاه‌گلی اسیر‌ زلزله می‌شود و فرو می‌ریزد. آن‌چنان شتابان از جا می‌پرم و می‌چرخم که شکم و کمرم توأمان تیر می‌کشند. به قامت بلند و لاغر مهرداد زل می‌زنم؛ به موهای آشفته و نگاه پر از آشوبش. انگار که از یک زدوخورد بازگشته و در اوج استیصال و ناآرامی به‌سمت من می‌آید. نزدیک‌تر که می‌شود، می‌بینم که چشمان سیاهش در ظرفی از خون شناورند و در ژرفنایشان...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر
امضا : Sydney

Sydney

پرسنل مدیریت
مدیر تالار ادبیات
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
18/12/19
ارسالی‌ها
1,408
پسندها
5,721
امتیازها
24,673
مدال‌ها
13
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #27
جهت مشاهده متن کامل باید عضو انجمن شوید
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : Sydney

Sydney

پرسنل مدیریت
مدیر تالار ادبیات
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
18/12/19
ارسالی‌ها
1,408
پسندها
5,721
امتیازها
24,673
مدال‌ها
13
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #28
گام‌های مهرداد بلند و شتاب‌زده است؛ اما انگار هر قدم را با جان‌کندن برمی‌دارد و پاهایش روی زمین کوبیده می‌شوند. خورشید به موهای کم‌پشتش می‌تابد و دانه‌های عرق روی گردن آفتاب‌سوخته‌اش، نور را بازتاب می‌دهند.
از میان درختان، وسایل ورزشی رنگارنگ، چمن‌ها و نیمکت‌ها به‌سرعت می‌گذریم؛ طوری که چشمم هیچ‌کدام را نمی‌بیند. به خروجی پارک که می‌رسیم، همه‌ی جانم خیس عرق است و درعین‌حال دارم یخ می‌زنم. درونم از ضعف رعشه گرفته و سکوت ترسناک و غریب مهرداد مثل بنزین روی آتش، به حال بدم دامن می‌زند.
مهرداد سوار موتورسیکلت مشکی‌اش می‌شود و درنهایت دوباره مرا می‌نگرد. باز هم با اضطراب به رویش لبخند می‌زنم و پشت سرش روی زین چرم می‌نشینم. زیر نور سوزنده‌ی خورشید، آن‌قدر داغ و نرم شده که ران‌هایم...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : Sydney

Sydney

پرسنل مدیریت
مدیر تالار ادبیات
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
18/12/19
ارسالی‌ها
1,408
پسندها
5,721
امتیازها
24,673
مدال‌ها
13
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #29
چیزی در دلم بالا و پایین می‌شود و در تب‌وتاب است. هوا از سینه‌ام می‌گریزد و سخت نفس می‌کشم. پلک‌هایم را از هم فاصله می‌دهم و ناگهان می‌بینم که مسیر خانه‌ی مادرش را در پیش گرفته. دلشوره‌ام بیشتر می‌شود و گریه‌ام شدیدتر، ولی هنوز هم بی‌صدا و خاموش. کیفم را چنگ می‌زنم و به خیابان‌های شلوغ و پرازدحام شهر خیره می‌شوم؛ به درختانی که چون برق از پیش چشمم می‌گذرند، رهگذران، انعکاس نور داغ خورشید بر بدنه‌ی درخشان ماشین‌ها... صدای باد، بوق‌های متوالی و گازدادن‌های بی‌وقفه‌ی مهرداد مسیر افکارم را مختل می‌کند. می‌دانم امکان ندارد که حرف‌هایمان را شنیده باشد و یا چیزی بداند؛ اما هنوز هم می‌ترسم. همیشه ترسیده‌ام؛ از این‌که نگون‌بختی‌هایم هیچ پایانی نداشته باشند، از این‌که آرزوهایم بر باد...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : Sydney

Sydney

پرسنل مدیریت
مدیر تالار ادبیات
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
18/12/19
ارسالی‌ها
1,408
پسندها
5,721
امتیازها
24,673
مدال‌ها
13
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #30
جهت مشاهده متن کامل باید عضو انجمن شوید
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : Sydney

کاربران بازدید کننده از موضوع (تعداد: 5)

کاربران در حال مشاهده موضوع (تعداد: 0, کاربر: 0, مهمان: 0)

عقب
بالا