- تاریخ ثبتنام
- 6/8/20
- ارسالیها
- 460
- پسندها
- 2,196
- امتیازها
- 12,383
- مدالها
- 13
- نویسنده موضوع
- #11
قهقههٔ آدمکها
قهقهه آدمکها را میشنوم
میان حصارهای بلند؛
خندههایی
که مثل نیشتر
در قلب جوانی
فرو میروند.
هرچه قهقهه بلندتر،
دیوارها بلندتر؛
هرچه دیوارها بلندتر،
تاریکی تیرهتر.
بالای سرم
سقفیست سخت و بیپنجره؛
و زیر آن
رویا
آرامآرام
قد میکشد.
آدمکها میخندند
و من
صدای شکستن چیزی را
در سکوت خودم
میشنوم.
اینجا
دیوارها
فقط از آجر ساخته نشدهاند؛
گاهی از خندههایی ساخته میشوند
که درد آدمها را
تماشا میکنند.
اما پشت همین حصارها
قلبی هنوز میتپد؛
و تا وقتی
تپش یک قلب
باقیست،
تاریکی
تمام حقیقت نیست.
من ایستادهام
میان دیوارها
و قهقهه آدمکها؛
با قلبی
که هنوز
صدای خودش را
فراموش نکرده است.
شاید آزادی
از همینجا آغاز شود؛
از انسانی
که میان قهقهه آدمکها...
قهقهه آدمکها را میشنوم
میان حصارهای بلند؛
خندههایی
که مثل نیشتر
در قلب جوانی
فرو میروند.
هرچه قهقهه بلندتر،
دیوارها بلندتر؛
هرچه دیوارها بلندتر،
تاریکی تیرهتر.
بالای سرم
سقفیست سخت و بیپنجره؛
و زیر آن
رویا
آرامآرام
قد میکشد.
آدمکها میخندند
و من
صدای شکستن چیزی را
در سکوت خودم
میشنوم.
اینجا
دیوارها
فقط از آجر ساخته نشدهاند؛
گاهی از خندههایی ساخته میشوند
که درد آدمها را
تماشا میکنند.
اما پشت همین حصارها
قلبی هنوز میتپد؛
و تا وقتی
تپش یک قلب
باقیست،
تاریکی
تمام حقیقت نیست.
من ایستادهام
میان دیوارها
و قهقهه آدمکها؛
با قلبی
که هنوز
صدای خودش را
فراموش نکرده است.
شاید آزادی
از همینجا آغاز شود؛
از انسانی
که میان قهقهه آدمکها...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
آخرین ویرایش