- تاریخ ثبتنام
- 6/10/20
- ارسالیها
- 1,018
- پسندها
- 17,842
- امتیازها
- 41,073
- مدالها
- 25
- سن
- 20
- نویسنده موضوع
- #11
دل بیقرار
دلِ بیقرارم امشب، حالِ خوبی ندارد
از تپیدنهای بیوقفه، دگر راهی ندارد
سینهام خسته ز تکرارِ نفسهای شکسته
قلبِ من مانده میانِ غم و امیدِ نشسته
پزشک آمد، نگاهی کرد و گفتا بیجواب است
این دلِ خسته، اسیرِ لحظههای اضطراب است
گفت درمانی ندارد، کارِ دنیا رو به پایان
همه چیزش را سپردیم آخرش دستِ زمان
لحظهها آرام میگفتند: بیدار شو، بدان
زندگی کوتاهتر از آن است که ماندی در امان
گفت باید یاد کرد از روزهای خوبِ عمرت
از همه لبخندهایی که نشاندی بر سرِ عمرت
دیگر وقتی نمانده، لحظهی رفتن رسیده
نامهی پایانِ این قصه به دستِ تو رسیده
آدمی اینگونه باشد، روزی از این خاک میرود
آنچه میماند فقط نامیست که در یاد میرود
پس بیا تا زنده هستیم، مهربانی جا بماند
ردّ پایِ عشق و خوبی در...
دلِ بیقرارم امشب، حالِ خوبی ندارد
از تپیدنهای بیوقفه، دگر راهی ندارد
سینهام خسته ز تکرارِ نفسهای شکسته
قلبِ من مانده میانِ غم و امیدِ نشسته
پزشک آمد، نگاهی کرد و گفتا بیجواب است
این دلِ خسته، اسیرِ لحظههای اضطراب است
گفت درمانی ندارد، کارِ دنیا رو به پایان
همه چیزش را سپردیم آخرش دستِ زمان
لحظهها آرام میگفتند: بیدار شو، بدان
زندگی کوتاهتر از آن است که ماندی در امان
گفت باید یاد کرد از روزهای خوبِ عمرت
از همه لبخندهایی که نشاندی بر سرِ عمرت
دیگر وقتی نمانده، لحظهی رفتن رسیده
نامهی پایانِ این قصه به دستِ تو رسیده
آدمی اینگونه باشد، روزی از این خاک میرود
آنچه میماند فقط نامیست که در یاد میرود
پس بیا تا زنده هستیم، مهربانی جا بماند
ردّ پایِ عشق و خوبی در...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.