- تاریخ ثبتنام
- 21/5/19
- ارسالیها
- 6,146
- پسندها
- 15,462
- امتیازها
- 61,873
- مدالها
- 27
- نویسنده موضوع
- مدیر
- #31
وقتی اسم کولدر رو آوردم، دیدم تیلور جوری نگام کرد که انگار از آسمون افتاده، با تعجب پرسید:
- کولدر؟! سرورم، اون رهبر گرگینههاست! اونها همونجا توی سرزمین خودشون زندگی میکنن… آخه چی شد که یهو اسم اون به ذهنت رسید؟
حس میکردم نباید وقت رو تلف کنم. رو بهش گفتم:
- تیلور، الان بحث این نیست. بهتره بریم پیش ملکه؛ یه چیزهایی دیدم که حتماً باید به خودش بگم.
تیلور هم که میدونست اوضاع جدیه، سریع گفت:
- چشم، سرورم. بفرمایید.
سریع از اتاق زدم بیرون. تیلور راه رو بهم نشون داد و وقتی رسیدیم به اتاق غذاخوری، دیدم قضیه فقط یه خورد و خورده ساده نیست. مادر و مادیس اونجا بودن، اما سه تا مرد دیگه هم دور میز بودن که قیافههاشون خیلی باصلابت بود. یکی از اونها، یه مرد قدبلند بود که هیکل خیلی درشتی داشت و...
- کولدر؟! سرورم، اون رهبر گرگینههاست! اونها همونجا توی سرزمین خودشون زندگی میکنن… آخه چی شد که یهو اسم اون به ذهنت رسید؟
حس میکردم نباید وقت رو تلف کنم. رو بهش گفتم:
- تیلور، الان بحث این نیست. بهتره بریم پیش ملکه؛ یه چیزهایی دیدم که حتماً باید به خودش بگم.
تیلور هم که میدونست اوضاع جدیه، سریع گفت:
- چشم، سرورم. بفرمایید.
سریع از اتاق زدم بیرون. تیلور راه رو بهم نشون داد و وقتی رسیدیم به اتاق غذاخوری، دیدم قضیه فقط یه خورد و خورده ساده نیست. مادر و مادیس اونجا بودن، اما سه تا مرد دیگه هم دور میز بودن که قیافههاشون خیلی باصلابت بود. یکی از اونها، یه مرد قدبلند بود که هیکل خیلی درشتی داشت و...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
آخرین ویرایش